گفتگو در باب منطق شعار مرگ بر آمریکا به گزارش معاونت اطلاع‌رساني مؤسسه فتوح انديشه: «منطق شعار مرگ بر امریکا» موضوعي است که توسط جناب حجت‌الاسلام و المسلمين دکتر احمد رهدار در ضمن برنامه تلویزیونی بیانیه گام دوم انقلاب، مطرح و مورد گفتگو گرفته است. استاد رهدار بر مبنای پرسش‌های مطروحه ریز موضوعاتی همچون تاریخ مصرف شعارهای انقلابی، چرایی استفاده از مضامین مرگ و نابودی، کارکرد شعارها در عرصه سیاسی و اجتماعی و اندیشه مورد هدف در این شعارها را مورد بحث قرار داده‌اند. در ادامه مهمترین محورهای این گفتگو، تقديم مي‌شود.

مجری: آیا شعارهائی که از اول انقلاب داده می‌­شود تاریخ مصرف ندارد. این شعارها مانند مرگ بر آمریکا تا کی باید ادامه داده شود؟

پاسخ استاد رهدار: شعارهای ما یک روحی دارد و یک ظاهری. روح شعارها آن محتوائی است که داخل آن نهفته است. به عنوان مثال در شعار مرگ بر آمریکا، حقیقت این است که آمریکا خیلی برای ما موضوعیت ندارد. منظور ما مرگ بر ظلم است. مرگ بر استکبار است. مرگ بر استبداد است. مرگ بر بی عدالتی است. این روحش است. این ثابت می­‌ماند و هیچ زمانی تغییر نخواهد کرد. در واقع تا این انقلاب، انقلاب است و تا این دنیا، دنیا است، مرگ بر استکبار است. مرگ بر ظلم است. هیچ ملت، آئین، یا دینی نمی­گوید که من از ظلم، خوشم می­آید. از ظلم حمایت می‌کنم. حتی آئین­هائی یا ملت­هائی که خودشان ظالم هستند به لحاظ ظاهری و زبانی، مرگ بر ظلم می­گویند. ولی آن­ها خودشان را مصداقِ ظلم، نمی­دانند و می­گویند ما ظالم نیستیم. لذا روح شعارها ثابت است و هیچ زمانی تغییر نخواهد کرد. اما در مقابل این شعارها یک ظاهری دارد که این ظاهر، ممکن است، گاهی اوقات تغییر کند. چرا تغییر می­کند؟ چون ممکن است یک آدم بد، یک روزی خوب شود و ما حق نداریم بگوییم مرگ بر تو. یک کشور بد هم ممکن است یک روزی خوب شود. ممکن است این اتفاق کم بیفتد؛ ولی در تاریخِ تحولاتِ کشورها و دولت­ها این اتفاق افتاده. در روابط بین الملل، کشورهائی داریم که در آنها، تغییر بنیادین صورت می­گیرد. انقلاب می‌شود. این کشور، بعد از انقلاب و تغییر بنیادینش، سیاست­ها و رویکردهایش عوض می­شود. در همین کشور خودمان، قبل از انقلاب، متحد استراتژیک ما اسرائیل بود. متحد استراتژیک ما آمریکا بود. حالا که در این کشور یک انقلابی شده، دولت، مردم و اندیشه‌ها متحوّل شده‌اند. آرایش دوست و دشمن ان نیز عوض شده است. به کسانی که قبل از انقلاب درود می گفتیم. بعد از انقلاب به آنها مرگ می­گوییم. چرا؟ چون ما متحوّل شده‌ایم. یک وقت ما ثابتیم و طرف مقابل ما تغییر می­کند. تصور بکنید یک روزی مثلا آمریکا آنچنان که امروز است، نباشد. آمریکا تحریم را از ما بردارد و به کشورهای دنیا ظلم نکند. اموال بلوکه ما را برگرداند. در اینصورت ما داعیه­ای نداریم که بگوییم مرگ بر آمریکا. کما اینکه ما یک روزی به شوری هم می­گفتیم مرگ بر شوری. امروزه دیگر چنین چیزی نیست؛ زیرا جایگزین آن که روسیه امروزی است با کلانِ اهداف سیاسی ما هماهنگ شده است.

مجری: آیا همه انقلاب­ها و یا همه ممالک دنیا، زمانی که می­خواهند راجع به موضوعی و یا کشوری احساسات خودشان را بیان کنند، حتماً باید شعار بدهند؟ بعضی­ها معتقدند که چرا فقط شعار داده و مدام از مرگ و نابودی صحبت می‌کنید؟ تا کی باید این مرگ­ها ادامه داشته باشد. آیا راه­های دیگری هم غیر از شعار مرگ بر این و آن برای احقاق حق و جلوگیری از ظلم وجود ندارد؟

پاسخ استاد رهدار: ما فقط مرگ نگفتیم و برای آن­هائی که باید، درود هم گفتیم. بهترین مؤید هم همین شعارهائی است که متدیّنین و مردم ما هر روز بعد از هر نمازشان در نمازهای جماعت می­گویند. این تکبیری که بعد از نماز می­گوییم، فقط مرگ ندارد. سلام و درود هم دارد. درود بر رزمندگان اسلام و سلام بر شهیدان که گفتیم در کنار مرگ بر یهود و مرگ بر آل سعود است. زیرا به یک کشور مسلمان، حمله می­کند و کودک و  بی‌گناه می­کشد. ضمن اینکه تنها کارمان بعد از انقلاب درود و مرگ نبوده است. وقتی خواستیم که برخورد علمی بکنیم؛ مقاله و کتاب نوشتیم. وقتی خواستیم اقتدارمان را به نمایش بگذاریم؛ موشک­مان را هم زدیم و پهپاد آنها را هم انداختیم. ما کارهای متفاوتی هم کردیم.

اما در خصوص مسئله شعار و اینکه چرا ما اصلاً شعار می­دهیم. شعارها مثل ضرب المثل­ها، همیشه پسینی شکل می‌گیرند. یعنی یک قومی یک ملتی در جایی زندگی می­کنند. بعد از یک قرن، دو قرن چکیده این تجربه زندگی­شان، تبدیل به سه یا چهار ضرب‌المثل می­شود. مثلاً فرض کنید ما ضرب‌المثلی داریم که «میازار موری که دانه کش است». اصلاً هیچ قوم و هیچ ملتی، در هیچ جای تاریخ، به این شکل، ضرب‌المثل­هایش را تولید نکرده‌اند که یک اتاق فکری درست کنند و چند تا متفکر در یک اتاقی نشسته و بگویند ما می­خواهیم در این اتاق، فرهنگی با این مختصات، شکل بدهیم. برای این فرهنگ با این مختصات، صد تا ضرب‌المثل تولید کنیم. بعد ضرب المثل­ها را به صورت بخش­نامه از صدا و سیما و یا رسانه دیگری به مردم اعلام کنیم. ضرب­المثل­ها چکیده فرهنگ تاریخی یک قوم است. شعارها هم همین جوری هستند. کلاً شعارهائی که یک قوم در عرصه اجتماعی مطرح می‌کنند، پیشینی نبوده بلکه کاملاً هویت پسینی­ دارند. آیا شما فکر می­کنید ما به شعار مرگ بر آمریکا بعد از انقلاب به صورت یک مانی­فیست و بخش­نامه رسیده­ایم؟ ما از هزار و سیصد و سی دو که آمریکا به ما خیانت کرد و کودتا بیست و هشت مرداد را شکل داد، یک سری رفت و برگشت­ها و درگیری با آمریکا داشتیم و این کشور خیانت­های مکرری به ما کرد. آدم­هائی که آنها در ساواک تعلیم دادند، بچه­های ما را در این مرز و بوم کشتند و اموال ما را دزدیدند و غارت کردند. در طی این چند دهه، یک مفهومی از آمریکا در ذهن ملت ما شکل گرفت و این شد که امروزه اگر تریبون داریم و قدرت پیدا کردیم، می‌گوییم؛ مرگ بر آمریکا.

هیچ کشوری نمی­تواند، ارتباط خودش را با کشور دیگر با مرگ شروع کند. ما هم آغاز ارتباط­مان با آمریکا با مرگ نبود. این آمریکا بود که در امور داخلی ما دخالت کرد و کودتا علیه ملت ما انجام داد. نخست وزیر کشور ما و دولت ملی را ساقط کرد. بعد از آن هم خیلی چیزها را بر گُرده ملت ما تحمیل کرد. اینها همه در حافظه تاریخی ملت ما مانده است. یک جایش را تحمل کردیم. یک جایش را توجیه کردیم. یک جایش را گفتیم ان شاء الله خوب می­شود. یک جایش را گفتیم ان شاء الله سیاست مداران ما می­روند با روابط دیپلماتیک حل می­کنند. بعد از یک مدتی صبر یک ملت تمام می­شود. یک جایی آن شعار در می­آید و الاّ آیا ما در تمام سال­های بعد از انقلاب، هیچ موقع گفته بودیم مرگ بر آل سعود؟ در حالی که ما از اول انقلاب با آل‌سعود مشکلاتی داشتیم. روابط هم داشتیم. مثل خیلی از کشورهای دیگر. صرف این­که مشکل داشتیم، مرگ بر آل سعود نگفتیم. تراکم پیدا کرده، افزایش یافته تا به حدی که امروزه می­بینیم یک کشوری که مدعی ام‌القرایی بودن جهان اسلام است، رفته با اسرائیل قرارداد بسته که هواپیماهایش در ماه حرام ـ یعنی ماه رجب ـ بر سر ملتی که نه اسلحه و نه ابزاری دارد، حمله کند. حکومتی آدم‌کش شده که حتّی اجازه رسیدن دارو را نیز به آنها نمی‌دهد. خلاصه مراد این است که ما اصول ثابتی داریم و تا یک جایی تعامل می­کنیم. آن اصول ثابت ما چیست؟ ما باید نماز بخوانیم. نباید دروغ بگوییم. نباید دزدی بکنیم. تا دنیا دنیا است اینها ثابت است. تغییر پیدا نمی­کند. اما در عین حال ما یک امور متغیر نیز داریم. همانطور که لباس­هایمان متغیر است و امروزه کت و شلواری می‌پوشیم که دویست سال قبل نداشته و نمی‌پوشیدیم به همین ترتیب ظاهر شعارهای ما نیز متناسب با شرایط بیرون تغییر پیدا می­کند. یعنی یک روزی تصور کنید دولت آل سعود برود و دولت مسلمان سنی دیگری در عربستان سر کار بیاید ما مرگ بر او نمی­گوییم. دلیلی ندارد بر او مرگ بگوییم. مگر ما الان بر دولت پاکستان و مالزی شعار مرگ سر می‌دهیم؟ بلکه با همه این کشورها هم تعامل داریم و هم اختلاف. لذا اگر شرایط تغییر کرد شعارها هم تغییر می­کند.   

مجری: شعار‌هایی که ما چهل سال است سر می‌دهیم؛ قرار است ما را به کجا ببرد؟ این شعارها چه دستاوردی برای ما داشته است. این مرگ بر این و آن، چه دستاوردی داشته است، جز اینکه در مواردی ما را دچار مشکل کرده باشد؟

پاسخ استاد رهدار: بهتر است یک سری به کشورهائی بزنیم که از این شعارها نمی­دهند. واقعیت این است که شعارها یک کارکردهای اجتماعی دارند. شور اجتماعی تولید می­کنند. روان شناسان اجتماعی در همه کشورها این دغدغه را دارند که چگونه شور اجتماعی را در جامعه‌شان تأمین کنند؛ چون اگر شور اجتماعی بوجود نیاید برای جامعه خطرناک می­شود. مثلاً تصور بفرمایید ممکن است پدر و مادرها در یک اشتباه محاسباتی، خوشحال باشند از اینکه بچه پنج، شش ساله آن­ها آرام است. سر به زیر است. شلوغ نمی‌کند. اما روانشناس­ها می­گویند؛ اتفاقا این کودک مریض است و الا کودک به اقتضای کودکی خودش، باید جست و خیز داشته باشد. همین طور که جلوتر می­آیید جوان باید به اقتضای جوانی خودش، یک کارهائی بکند، اگر نکند، انگار جوانی نکرده است. اقتضای سنی جوان، این است که یک جایی عجله کند. یک جایی داغ کند. یک جایی کوتاه بیاید. جامعه هم مثل یک آدم معمولی نیاز دارد که شور او بیرون بزند. شاید برای شما جالب باشد اگر این خاطره را بگویم؛ یک وقتی با یکی از دوستان پارک رفته بودیم. روی یکی از اسباب بازی­هایی رفتیم که می­چرخید و در حین چرخیدن صندلی­اش افقی  می­شود. بسیار ترسناک بود. آن بالا همه ما فریاد می­زدیم. حتی خیلی­ها بلند می­گفتند؛ غلط کردیم. وقتی پایین آمدیم به دوستم گفتم؛ عجیب است چرا این همه آدم عاقل  زحمت می­کشند. کار می­کنند. پول به دست می­آورند. پول را توی صندوقی می­ریزند. می­روند سوار چیزی می­شوند که بالا که می­روند و می­گویند غلط کردیم. بعد دوست روان شناسم اینگونه تحلیل می­کرد. در این فشارهای زندگی، یک جایی ما باید خودمان را تخلیه کنیم.

امروزه در این شهرهای مدرن، جایی برای تخلیه ما نیست. ببینید هم­چنان که یک فرد نیاز دارد در فشارهای زندگی یک جایی، حیاط خلوتی پیدا کند که خودش را تخلیه کند. یک جامعه­ای هم لازم دارد، خودش را تخلیه کند. جوامع خودشان را دو مدل تخلیه می­کنند. بعضی از جوامع خودشان را با حرکات اجتماعی لغو و و عبث تخلیه می­کنند. مثلاً در کشورهای اروپایی مثلا در اسپانیا، مراسم گاو بازی‌شان زبان­زد کل جهان است. همه ساله آنها در ایامی نزدیک دو یا سه هفته، موسم گاو بازی­هایشان است. آن مراسم افراد زیادی شرکت می­کنند. جیغ می­زنند. داد می­زنند. هر ساله بیش از صد نفر در سراسر کشور اسپانیا در این مراسم کشته می­شوند. یا در کشورهای آمریکای لاتین، نوع مراسماتی است که آنجا جمع می­شوند داد و بیداد می­‌کنند. یک تیپ کشورهائی این مدلی هستند. یک تیپ کشورهائی هستند که آنها هدف­دارتر زندگیِ خودشان را تعریف کرده است. جامعه به گونه­ای خودش را تخلیه می­کند که در این تخلیه، یک حقی، احقاق شود. یک ظالمی سرکوب یا تضعیف شود. ما یک کشور انقلابی هستیم. ما شور انقلابی خودمان را در مسیر شعارهای انقلابی و در سیر آرمان‌هایمان، خرج می­‌کنیم.

کارکردهای این شعارها، فوق‌العاده است. یعنی اگر از روان­شناسان اجتماعی، روان­شناسان سیاسی، استمداد طلبیده شود که از کارکردهای این شعارها تحلیل کیفی کنند، خواهید دید، همان­طور که در کتاب‌ها و مقالاتشان بارها و بارها نوشته­اند که در شعارها ظرفیتی برای ایجاد وفاق اجتماعی است. شما الان ببینید در کشور خودمان شعارهایی مثل الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مثل مرگ بر اسرائیل، جزء شعارهائی هستند که کل کثرات اجتماعی ما را به وحدت می­رساند. آدم­هائی که در روز ۲۲ بهمن، در روز ۱۳ آبان، با ذائقه‌ها و طبقه‌های متفاوت در روز جهانی قدس به خیابان می­آیند در یک مراسم اجتماعی و منسکِ سیاسی جمع می‌شوند و یک شعارهای مشترک از آنها بیرون بیاید. این انسجام ملی ما را تأمین می­کند. وحدت ما را تامین می­کند.

بارها و بارها در مقاطع مختلف انقلاب دیده­ایم که همین حضور ظاهری مردم ما که داخل خیابان می­آیند و مرگ بر اسرائیل می­گویند؛ چگونه یک سری توطئه­ها را در قلب آمریکا و اسرائیل علیه نظام ما خنثی می­کنند. روان­شناسان سیاسی آمریکائی کلی برنامه‌ریزی می­کنند. در طول سال به صورت مستقیم و غیر مستقیم برنامه­های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی را جوری پیاده می­کنند که میزان مشارکت مردم ما در مثلاً راه­پیمایی ۲۲ بهمن، چند درصد تقلیل پیدا کند. اگر موفق بشوند و تقلیل پیدا کند آنها احساس می­کنند این برنامه موفق بوده پس ادامه می­دهند و تشدیدش می­کنند. یا ورژن­های دیگرش را خلق می­کنند. اگر مشارکت مردمی ما در این امور بیشتر شود، آنها ناامید می­شوند این­قدر از این­ها اتفاق افتاده. الان در ادبیات علوم سیاسی یکی از مؤلفه­های ارزیابی و تشخیص اینکه یک نظام سیاسی، پایگاه اجتماعی دارد یا ندارد؛ ثبات سیاسی دارد یا ندارد، همین میزان حضور و مشارکت مستقیم مردم در صحنه­هائی هست که آن صحنه­ها قوام بخش آن نظام است. یعنی حتی یک نفر ما وقتی در خیابان می­رود یا نمی­رود در کلان تحلیل­های سیاسی در عرصه بین­الملل مؤثر هست.

آیا در کل دنیا کشوری مثل کشور ما هست که هر وقت بخواهد، بتواند مردمش را در خیابان بیاورد؟ آن هم با این مقدار جمعیت؟ در کل دنیا ما کشوری نداریم. سیاست­مداران دنیا گاهی اوقاف میلیون­ها دلار هزینه می­کنند تا مثلا برای یک میتینگ سیاسی و یک مانور سیاسی که بخواهند بدهند که برون داد این مانور سیاسی را خرج یک قرارداد بین المللی در آن ور دنیا بخواهند بکنند، میلیون­ها دلار هزینه می­کنند یا تبلیغات می­کنند باز هم یک کسر خیلی کوچکی را می­توانند داخل خیابان بیاورند. در ارزیابی سیاسی، کشور ما در پژوهشکده­های مطالعات راه­بردی دنیای اروپا و آمریکا، این مقدار حضور گسترده و در عین حال مستمر و متکثر در کشور ما، فوق العاده ارزیابی شده است. یکی شاخصه­های هوش سیاسی و بصیرت سیاسی کشور ما همین است که مردمش در صحنه هستند.

من خاطره ای را عرض کنم. یک وقتی من در روز جهانی قدس در جاکارتا بودم. کشور اندونزی پر جمعیت­ترین کشور مسلمان هست. حدود ۲۳۵ میلیون ۲۴۰ میلیون مسلمان هستند. روز جهانی قدس آنجا بودم حدود ۶۰۰  نفر از پایتختش که آن زمان حدود ۱۱ میلیون جمعیت داشتند جلوی سفارت آمریکا آمدند و مرگ بر آمریکا گفتند. آنجا جلساتی برای اساتید دانشگاه داشتیم. از آنها پرسیدم با اینکه جمعیت مسلمانتان زیاد است و ملت­تان از آمریکا و اسرائیل دل خوشی ندارند، چرا خود و مردمتان به خیابان نمی­آیید. گفتند؛ فقط شما ایرانی­ها می­توانید مردم را خیابان بیاورید. ما همه راه­ها را رفتیم. همه حرف­ها را زدیم. همه کارها را کردیم اما نشده است؛ زیرا رسیدن به این رشد سیاسی یک امری فرایندی و پروسه­ای است. شما فکر نکنید که ما مسیر و راه نزدیکی را طی کردیم تا به اینجا رسیدیم. ما از حدود ۲۰۰ سال قبل تا الان قریب به هشتاد و خورده­ای نهضت علیه استبداد، علیه استعمار بپا کردیم. در بعضی از این نهضت­ها شکست خوردیم. در بعضی از این نهضت­ها پیروز شدیم. بعضی از این­ها ملی بوده. بعضی از اینها محلی بوده. اما همه اینها با همه فراز و فرودی که داشتند یک بصیرت تاریخی را برای عنصر ایرانی بوجود آورده­اند. عنصر ایرانی زود تشخیص می­دهد. ممکن است تحت تبلیغات هم یک عده­ای بلغزند ولی خیلی زود متوجه می­شوند که خط اصلی‌مان، افق ما و آرمان‌های ما کجاست. این برنامه‌ها آن­قدر دشمن ما را عصبانی کرده که با خود می‌گویند؛ ما این همه تبلیغات می­کنیم این همه هزینه می­کنیم چرا مرگ بر آمریکا از دهان مردم ایران نمی­افتد.

مجری: اوایل انقلاب، شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی می­دادیم. هم مرگ بر آمریکا می­گفتیم هم مرگ بر شوری. بعد از فروپاشی شوری الان روسیه است. چرا دیگر امروز مرگ بر روسیه نمی­گوییم. آیا خیانت­های که روسیه در گذشته به کشور ما کرده است به چشم نمی­آید. یا ما چشم پوشی می­کنیم. یا بعد از انقلاب دشمنی­هائی که آمریکا با کشور ما ادامه داد، روسیه دچار این خطاها نشد؟

پاسخ استاد رهدار: نکته اول این است که ببینید ما مرگ بر فرانسه هم نمی­گوییم. ما مرگ بر آلمان هم نمی­گوییم. ما مرگ بر اتریش و بلژیک هم نمی‌گوییم در حالی که همه این­ها هر کدام در دوره­ای در کشور ما حضور داشتند. قراردادهائی را برای ما تحمیل کردند. احیانا بخش­هائی از کشور ما را یک مدتی اشغال کردند. چرا ما مرگ بر آمریکا می­گوییم. ما به سمبل استکبار دنیا مرگ می­گوییم. ما خودمان را با غول دنیا، درگیر کردیم. این به لحاظ روان­شناسی سیاسی، یک پیامی را به دنیا مخابره می­کند. یک کشوری که با غول می جنگد، خودش هم غول است. به دنیا می­گوییم، حد مبارزه ما حد مبارزه با بچه غول­ها نیست. با بچه استکبارها نیست. کشور افغانستان باید بگوید، مرگ بر فلان جا. آنها باید خودشان را با بچه غول­ها درگیر بکنند. ما کشوری هستیم که برای دنیا افق باز کردیم. ما وقتی داریم می­گوییم مرگ بر آمریکا در واقع برای جهان استکبار، یک پیامی را مخابره می­کنیم. می‌گوییم وقتی مقابل غول شما می­ایستیم بچه غول­ها پیشکش.

نکته دوم اینکه روزگاری که ما می­گفتیم مرگ بر شوری، شوری کشوری بود که به کشور مسلمان افغانستان حمله کرده بود و کشور مسلمان را اشغال کرده بود. الان که ما مرگ بر روسیه نمی­گوییم برای این است که روسیه در کنار ما دارد در سوریه، علیه استکبار جهانی می­جنگد. چه دلیلی دارد که به او مرگ بگوییم. همان نکته ای که عرض کردم که این شعارهای ما روحی دارد که این روحش متضمن شعار علیه استکبار است. علیه ظلم است. اگر آمریکا هم روزی دست از ظلم بر دارد. اگر آمریکا هم روزی از اسرائیل حمایت نکند و به فلسطین فشار نیاورد و آنها را نکشد ما مرگ بر آمریکا نخواهیم گفت. اگر آمریکا روزی به مسلمان­ها زور نگویند. ما علیه آمریکا شعار نخواهیم داد. کما اینکه هر کشور دیگری که در هر جای دیگری بخواهد زور بگوید علیه او شعار خواهیم داد. کما اینکه در چند سال گذشته در برمه در مسلمانان روهینگیا ظلم شد. آن مقطعی که به آنها ظلم شد ما مرگ بر برمه را هم طرح کردیم. یعنی آمدیم داخل خیابان و پشت تریبون در حضور میلیون ها نفر بلند گفتیم مرگ بر برمه. چون به مسلمانان روهینگیا ظلم می­کردند. هر جائی که ظلم باشد ما به ظالمش مرگ می­گوییم.

من اولین باری که به روسیه رفتم به این علت بود که در نظر سنجی کشور روسیه، محبوبیت ایران هشت دهم درصد پایین آمده بود. دولت روسیه از دولت ایران خواست که ما دوست داریم محبوبیت ایران بالا بیاید. مبلغین خودتان را اینجا بفرستید. در همه سطوحی که خواستند اینجا تبلیغ و فعالیت کنند ما به آنها اجازه می­دهیم. من اولین باری که روسیه رفتم، ساعت ۱۱ ظهر مسکو رسیدم. شب ساعت ۸  شب، شبکه یک برنامه داشتم. سطح همکاری خیلی بالا است. البته کشور روسیه مثل هر کشور دیگری دنبال منافع خودش هست و ما هم انتظار نداریم آنها دست از منافع خودشان بکشد و بیاید منافع ما را تامین کنند. اما به هر حال در کلیّت کار، هم­سو با منافع ما عمل می­کند. آن کشور دارد تور خودش را می­اندازد. ما هم داریم تور خودمان را می­اندازیم. ولی آنها تور خودشان را آنجائی نمی­اندازند که تور ما افتاده است. ما داعیه ای نداریم که بگوییم مرگ بر روسیه و الا منطقی که پشت شعار نه شرقی نه غربی خوابیده بود، هنوز هم هست. به این معنا که اگر در حال حاضر، یک کشور شرقی، بیاید هم­سو با آمریکا عمل کرده و مانند آن به بشریت ظلم کند، حتی اگر مسلمان باشد و به مسلمان ها ظلم کند، بر علیه انها شعار مرگ سر می‌دهیم. ما با مردم عربستان مشکلی نداریم. با مسلمانان سراسر دنیا مشکلی نداریم با غیر مسلمانان سراسر دنیا هم مشکلی نداریم. اما با دولت­هائی که مانند دولت فعلی عربستان اگر بخواهد ظلم بکند، چه مسلمانان­ و چه غیر مسلمان با آنها مشکل داریم.

* ضبط برنامه در شبکه هامون شهرستان زاهدان. تاریخ ۹/۱۰/۹۸٫

نظر کاربران

درج نظر

ایمیل شما منتشر نمی شود

سیستم تشخیص ربات از انسان برای این فرم فعال است.