به همت مؤسسه مذاهب اسلامی با همکاری مشترک مؤسسه فتوح اندیشه ـ گروه فقه اقوام‌واقلیت‌های دینی و مذهبی ـ ، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، دارالاعلام لمدرسة اهل‌بیت، برگزار شد: کرسی آزاد‌اندیشی با موضوع: «مشارکت سیاسی ـ اجتماعی اهل سنت در حکومت اسلامی» کرسي «مشارکت سیاسی ـ اجتماعی اهل سنت در حکومت اسلامی» با ارائه حجت‌ الاسلام‌والمسلمين دکتر سید سجاد ایزدهی و با حضور ناقدين محترم حجت‌الاسلام‌والمسلمين دکتر ذبیح‌الله نعیمیان و دکتر مصطفی ذوالفقارطلب و به دبيري حجت‌الاسلام‌والمسلمين محمدرضا پیری در تاريخ بیست‌ویکم بهمن‌ماه 1398 در مؤسسه مذاهب اسلامی برگزار گرديد.

در آغاز این کرسی که با حضور جمعی از پژوهشگران و دانش‌آموختگان حوزوی فعّال در عرصه مذاهب اسلامی برگزار شد، حجت‌ الاسلام‌والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی در ضمن بیان محورهایی، به ارائه دیدگاه خویش درباره «مشارکت سیاسی ـ اجتماعی اهل سنت در حکومت اسلامی» پرداختند. ایشان به عنوان مدرس درس خارج فقه سیاسی مباحث خود را در سه محور تبیین نمودند: 

 

محور نخست: مقدمات لازم

ایشان در این محور به سه مقدمه اشاره فرمودند:

۱ـ ماهیت مشارکت سیاسی (ارتباط مشارکت سیاسی با آزادی‌های سیاسی)

برخلاف آزادی‌های تکوینی که اراده تابع تفویض حکومت‌ها نیست، آزادی‌های سیاسی از سنخ تفویضی است و تابع آزادی‌های قانونی تعیین شده از سوی حکومت‌هاست و ذیل قوانین کشور، معنا می یابد.

۲ـ مشارکت سیاسی اقلیت‌ها در نظام‌های سیاسی

محوریّت اداره نظام اسلامی مطابق هنجارهای غالب اکثریّت مردم آن سرزمین است؛ لکن باید اقتضائات اقلیّت‌ها نیز به گونه ای مراعات شود که آنان در امور اختصاصی خودشان، با مشکلی مواجه نشوند.

۳ـ حقوق اقلیّت‌ها در نظام اسلامی

میان حقوق اقلیّت‌های دینی و اقلیّت‌های مذهبی تفاوت وجود دارد؛ زیرا کشور ایران بر اساس جمهوریت و اسلامیت تنظیم یافته و در رویکرد اسلامی، همه مذاهب اسلامی، مشترک هستند؛ برخلاف سایر ادیان که البته آنان هم از حقوق متناسب با خودشان برخوردار هستند؛ اما طبیعتاً به خاطر سنخ اسلامی بودنِ مذاهب اسلامی، سهم آنان در حقوق عمومی و بالطبع مشارکت سیاسی آنان بیشتر خواهد بود.

 

محور دوّم: گونه های مشارکت سیاسی

دکتر ایزدهی در این محور به دو گونه مشارکت سیاسی از دیدگاه فقه اهل سنت اشاره فرمودند:

۱ـ مشارکت در تحقّق حاکمیّت سیاسی

از دیدگاه فقه اهل سنت حاکمیّت سیاسی اسلام و مشروعیت حکومت، منطبق بر آموزه‌های همچون اجماع حلّ و عقد، استخلاف، بیعت و شورا است و از سوی دیگر طبق مبنای فقه سیاسی اهل سنت حاکم اسلامی، باید دارای اوصافی همچون رجولیّت، علم، تدبیر، اسلام، عدالت و … باشد.  در نتیجه اهل سنّت مطابق مبانی مشروعیّت خویش، باید مشارکت و پذیرش حدّاکثری در تحقّق حکومت جمهوری اسلامی ایران داشته باشند.

 

۲ـ مشارکت در إعمال حاکمیّت

الف) بر اساس رویکرد فقه سیاسی سنتی اهل سنت: با توجه به این‌که بیعت به معنای حمایت و اعلام وفاداری نسبت به حاکم است؛ درنتیجه با بیعت نسبت به حاکم، باید در دفاع از حکومت، اهل سنت مشارکت حداکثری در انتخابات، راهپیمایی‌های ملّی، و … نمایند.

ب) بر اساس فقه معاصر اهل سنت: از آن‌جا که انتخابات فرآیند شکل‌گیری حکومت است و سپس برخی از شهروندان، کارگزاران حکومت می‌شوند؛ در نتیجه طبق مبانی فقه سیاسی اهل سنت، آنان بر اساس پیمان وفاداری باید در دیپلماسی عمومی حضور یافته و از ارکان کشور، دفاع نماید.

 

سوّم: چرایی مشارکت سیاسی

دانشیار، و مدیر گروه سیاست، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم، در ادامه محور سوم، بحث خود را مطرح نمودند؛ ایشان در این محور به چرایی مشارکت سیاسی بر اساس فقه اهل سنت پرداختند:

  1. مشارکت در دارالاسلام وظیفه همه مسلمانان بما هو مسلمان است و در دایره دارالاسلام باید مصلحت کشور اسلامی مقدم بر زبان و حتّی مذهب باشد.
  2. مشارکت در مرزهای ملّی وظیفه همه شهروندان بما هو شهروند است. جامعه اسلامی از وحدت برخوردار است و تلاش برای وحدت در عین کثرت و ضرورت ارتقاء جایگاه جامعه دینی یا ملی (ذیل نماد وحدت) از سوی کثرت‌ها ضروری است و در این راستا نباید کثرت ها مقدم بر وحدت باشند.
  3. مصلحت حفظ نظام، از حیث داخلی «انتظامی در رفع هرج و مرج» و از حیث خارجی «نظامی و مقابله با دشمنان»، بر همه شهروندان با همه امتیازات و اختلافات، فرض است.
  4. با وجود این که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله‌وسلم) رویکرد حدّاکثری به اسلام در مدینه داشت؛ اما امت اسلامی مدّ نظر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله‌وسلم) در مدینه، مشتمل بر جذب مشارکت سیاسی یهود در فرآیند دفاع از مدینه بود، بلکه مشتمل بر دفاع آن حضرت از یهود است.
  5. با وجود این که حضرت علی (علیه‌السلام) ذیل مخالفان سیاسی قرار داشته و حقّ خویش را در خصوص حاکمیّت سیاسی غصب شده فرض می کرد؛ اما در فرآیند حاکمیّت سیاسی، مشارکت کرده و حمایت و مشورت می‌کرد.
  6. آیاتی نیز بر مشارکت همه مردم در فرآیند اداره جامعه و تعیین سرنوشت خودشان ترغیب بلکه ملزم می‌کند:

«ان الله لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم» (رعد، ۱۱)

«وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى» (نجم: ۴۰ـ ۳۹)

«کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَهٌ» (مدثر، ۳۸).

 

در ادامه این کرسی نقادان، به نقد و بررسی مباحث دکتر ایزدهی پرداختند؛ در ابتدا حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر ذبیح‌الله نعیمیان به نکاتی در این باره اشاره فرمودند:

  1. ماهیت رأی با بیعت در فقه سیاسی متفاوت است و تفسیر بیعت به رأی، صحیح نخواهد بود.
  2. آن‌چه در نظام سیاسی اسلام محوریت دارد، وظیفه‌گرایی است نه حق‌گرایی؛ ازاین‌روی برای آحاد افراد جامعه اسلامی فرض است که در تحقق حاکمیت و اعمال آن حضور حداکثری داشته باشند. در حالی‌که اگر قائل به حق‌گرایی شویم وجوب مشارکت منتفی است.
  3. با توجه به مبانی همچون قاعده «تغلب» و سایر مبانی مطرح شده در کتاب‌های نظام الحکم اهل سنت، مصلحت بر عدالت مقدم است؛ از این‌روی در تحقق حاکمیت و مشارکت در حکومت مصلحت حاکم اسلامی مقدم بر عدالت آن است.

در پایان دکتر مصطفی ذوالفقار طلب نیز نکاتی در نقد و بررسی دیدگاه‌های دکتر ایزدهی ایراد نمودند؛ ازجمله:

  1. واژه اقلیت مذهبی در ساختار حکومت اسلامی صحیح نیست و طبق قانون اساسی و منویات مقام معظم رهبری، به‌جای واژه اقلیت مذهبی باید از کلمه «اهل سنت» در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران بهره جست.
  2. ایشان حق‌گرایی را محور مباحث خود قرار دادند و با پذیرش این مبنا، وظیفه‌گرایی را نپذیرفته و اذعان داشتند، همه آحاد مسلمانان در مقابل حکومت اسلامی حقوقی دارند و متقابلاً حکومت اسلامی نیز دربرابر مسلمانان وظایفی دارند؛ از این‌روی باید در نظام اسلامی مصلحت رعیت نیز رعایت شود.
  3. طبق سیره خلفای راشدین، در اداره نظام اسلام عدالت محوری مقدم بر مصلحت محوری است.

نظر کاربران

درج نظر

ایمیل شما منتشر نمی شود

سیستم تشخیص ربات از انسان برای این فرم فعال است.