نشست علمی گروه فقه اخلاق حکومتی مؤسسه فتوح اندیشه با حضور حجت الاسلام و المسلمین مجتبی صانعی کرمانی به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسه فتوح اندیشه در ادامه سلسله جلسات فقه تخصصی و به همت معاونت پژوهش و گروه فقه اخلاق حکومتی؛ نشست علمی «ساختارهای ماهوی فقه اخلاق حکومتی» با حضور حجت الاسلام و المسلمین صانعی کرمانی، استاد سطح عالی حوزه قم در شانزدهم اریبهشت ماه برگزار شد.

در ابتدا حجت الاسلام الیاس عارفی دبیر علمی گروه فقه اخلاق حکومتی مؤسسه فتوح اندیشه ضمن خوشامدگویی به میهمانان و پژوهش‌گران حاضر در جلسه در خصوص سلسله نشست های ده‌گانه فقه اخلاق حکومتی و نحوه برگزاری این جلسات به صورت وبینار صحبت کردند.
سپس حجت الاسلام و المسلمین مجتبی صانعی کرمانی به بیان ماهیت فقه اخلاق حکومتی پرداختند ایشان با اشاره به فلسفه وجودی فقه اخلاق، بیان کردند: «خاستگاه فقه اخلاق، فقه ربوبی است و فعل مکلّف، شکل عبودیت در برابر ربوبیت است که سه نحو فعل دارد: اول: فکر، نظر و عقل، دوم: هیجانات، احساسات و باطن و سوم: فعل ظاهری است و همچنین احکام خمسه علاوه بر فقه الشریعه در فقه الطریقه و فقه العقیده نیز جریان می‌یابد. غلبه فقه الشریعه در تاریخ بر فقه الطریقه سبب شده تا نگاه الزامی به فقه اخلاق صورت نگیرد و در نتیجه به انزوا رفته است. مقسم، فقه ربوبی شد و اما موضوع فقه، فعل مکلف است که سه ساحت پیدا می کند.»
این استاد حوزه در ادامه با بیان اینکه حل واضحات دین با التفات است و حل ظرائف دین با استنباط است، فرمودند: «روش فقه اخلاق باید تثلیثی باشد یعنی یا انجام می‌دهیم یا ترکش می کنیم و یا مشکوک است که مجرای احتیاط است. منبع نیز همان گستره حجج الهیه است که از پیامبر شروع می گردد و تا فرد عاقل ادامه می یابد.»
ایشان با بیان اینکه مراد ما از حاکمیت در اینجا، گستره حجج الهیه است؛ فرمودند: «حکومتی که ما می‌گوییم اعم از حکومت مصطلح است و نیز قانونی که می‌گوییم متفاوت است. آن قانون ربوبی هر چه باشد، حاکم است بر همگان. قانون گاهی به خاطر جرائم سنگین، ضمانت اجرایی پیدا می‌کند. تفاوت قانون اخلاق فردی و حکومتی تنها در عام و خاص بودن است و فقه اخلاق حکومتی اعم از اخلاق فردی است».
پس از ارائه استاد، پژوهش‌گران حاضر در وبینار به طرح سؤالات پرداختند که مدیرگروه فقه اخلاق حکومتی پاسخ‌هایی را ارائه نمودند. حجت الاسلام محمدرضا پیری چنین سؤال نمودند: در فرضی که در سرزمینی مثل بحرین حکومت نداشته باشیم، ولی عدول مومنین هستند، ارتباط میان حکومت اسلامی و عدول مومنین موجود در بحرین باید به چه نحو باشد؟
پاسخ: گستره حجج بر هم مترتب‌اند. وقتی منسد از مرتبه قبل قرار گیرد، حجت بعدی فعلیت می‌یابد. جوهر همه این مراتب فقه ربوبی است در افعال باطنی نفس. ایشان در پاسخ به پرسش دیگر آقای پیری مبنی بر اینکه «در تعارضات چگونه عمل کنیم؟ مثلاً ولی فقیه در یک حکومت اسلامی حکمی دهد، ولی عدول مومنین در بحرین حکمی دیگر دهند» اظهار داشتند؛ با توجه به اینکه در گستره حجج الهی، مرز معنا ندارد و ولی فقیهی که ولایتش فعلیت یافته است بر همه مسلمانان حجت است و عدول مومنین باید با ولی فقیه هماهنگ باشد. همانگونه که ولی فقیه باید با مراتب بالاتر از خود هماهنگ باشند. اگر مرتبه بالاتر ساکت بود از حکمی، مرتبه بعد می‌تواند تفویضاً حکمی در راستای سایر حجج صادر کنند.
سؤال: آیا می‌توان از سنت¬های الهی به عنوان سیره خالق العقلاء و و حاکم و حکیم مطلق، در جهت کشف احکام و قواعد فقه اخلاق حکومتی استفاده کرد؟
پاسخ: سنت‌های تکوینی در فقه الحقیقه و عرفان رصد می‌شود و بسیار پیچیده است. اما در ساحت تشریع و اخلاق، سنت الهی از همه این‌ ادلّه معتبر است. ولی باید از کانال گستره حجج عبور کند؛ زیرا افعال الهی منتهی بر مقاصد خاص است. سنن الهیه گاهی با مقاصد شرعیه پیوند خورده است که ممکن است کسی از آن مطلع نباشد. اگر مطلع باشیم می‌توانیم از آن سنن به عنوان منبع استفاده کنیم. اما در فضای عدول مومنان و فقها اگر نتواند ابعاد و مقاصد را بشناسد، نمیتواند استفاده کند.
استاد در پاسخ به پرسش حجت الاسلام محسن دهمرده مبنی بر جایگاه عقل در فقه اخلاق حکومتی پرسیدند اظهار داشتند؛ «عقل نیز یکی از گستره حجج الهی و رسول باطن است. احکام عقل در اوج اتقان است و تخصیص ناپذیر.»
حجت الاسلام عارفی سؤالی را بدین مضمون پرسیدند که در فقه اخلاق حکومتی فضیلت‌های اخلاقی مراد است یا نظام رفتاری مهم است؟ استاد صانعی در پاسخ خاطر نشان کردند؛ در فقه اخلاق حکومتی هم به افعال باطنی و هم احوال و ملکات باطنی پرداخته می¬شود، منتها اینکه چون برخی به تعریف دقیقی از اخلاق نرسیده‌اند، رو به نظام‌های رفتاری آورده‌اند؛ وگرنه حوزه اصلی فقه اخلاق حکومتی، حالات و ملکات باطنی است.
حجت الاسلام عظیمی نیز سؤالاتی را در انتهای جلسه ایراد نمودند؛ فرق بحث ساختار با تبویب و باب بندی چیست؟ وقتی از ساختار ماهوی بحث می‌کنیم باید آن را ذیل علم شناسی بحث کنیم. ساختار با باب بندی فرق دارد. یکی طرح جامع است و باب بندی تقسیم درون ساختاری است. کار ما هم ساختار فقه اخلاق است. منظور ما از ساختار، باب‌بندی است یا فقط ساختار ماهوی و شناخت آن که در اینصورت ذیل علم شناسی وارد می‌شود که نگرشی غربی است.

پاسخ: اینکه فقه اخلاق علم است یا فن، در ساختار ماهوی به علم نزدیکتر است؛ اما در مرحله استنباط به فن نزدیکتر است. مرتبه تدوین یک علم اگر چه متأخر است از ماهیت علم ولی گاهی هم‌پوشانی دارد. شناختن یک علم به معنای داخل شدن آن در نگاه غربی نیست. نزاع بر سر اسم و عنوان نیست، نزاع بر سر حقیقت است. علاوه بر این روش و موضوع و نگاه ما در فقه اخلاق بسیار متفاوت است با اخلاق مطرح در غرب. در غرب حوزه اخلاق رفتار است، ‌نه ملکات. هم‌چنین روش آن‌ها تجربی است در حالی که در فقه اخلاق حکومتی روش ما نقلی، عقلی، شهودی و غیره است. علاوه بر این نگاه ما در فقه اخلاق حکومتی فقه محور است نه اخلاقی به معنای مصطلح. این نشست با جمع‌بندی دبیر به پایان رسید.

نظر کاربران