به همت معاونت آموزش‌وپژوهش مؤسسه فتوح اندیشه برگزار گردید: چهارمین نشست از سلسله نشست‌های شناخت ابعاد کرونا با موضوع «تحلیل کرونا از منظر سبک زندگی» به‌گزارش روابط عمومی مؤسسه فتوح اندیشه چهارمین نشست از سلسله نشست‌های شناخت ابعاد کرونا با موضوع «تحلیل کرونا از منظر سبک زندگی» با ارائه حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر احمد رهدار در تاریخ 26 فروردین برگزار گردید. آقای دکتر رهدار موضوع تحلیل کرونا از منظر سبک زندگی را در دو محور مورد بررسی قرار دادند.

محور اول: تحلیل کرونا از منظر ارتباطات.

محور دوم: تحلیل کرونا از منظر مطالعات معنویت.

 

تحلیل کرونا از منظر ارتباطات

رئیس مؤسسه فتوح این بحث را در سه بخش ارائه کردند:

بخش اول: کرونا تجربه‌ای متفاوت از روابط خانوادگی را به‌وجود آورده است؛ در روزگار ما اکثر افراد عمده فعالیت‌هایشان را در خارج از منزل سپری می‌کنند، به‌گونه‌ای که حوزه اشتراکی آنان با خانواده بسیار محدود است. اگر کرونا باعث شود که مردم و مخصوصاً افرادی که عمده فعالیت‌هایشان را در خارج از منزل انجام می‌دهند، بتوانند سبک زندگی درون خانوادگی متفاوتی که بیش‏تر مناسب با فضای همان سبک زندگی گذشتگان ما بوده پیدا کنند، بسیار عالی می‌شود.

جناب رهدار در ادامه افزودند؛ اهمیت این نکته در این است که در روزگار ما بی‌شک یکی از پاشنه آشیل‌های جدی دنیای غرب پاشنه آشیل‌های خانواده است. اگر ما در دنیای معاصر و آینده بتوانیم یک الگوی تعامل با خانواده را در درون خانواده به دنیا عرضه کنیم که هم طبیعی جلوه کند و هم باعث تعطیل شدن کارهای عمده نشود و هم باعث کارآمدی خانواده شود، به آسانی می‌توانیم گستره فراخی از دنیای غرب را فتح کنیم.

بخش دوم: کرونا برای بشریت، تجربه ویژه‌ای از الگوی مدیریت و نظارت اجتماعی در خصوص سبک زندگی ایجاد نموده است؛ از اصل تجربی می‌توانیم استنباط کنیم که فرآیند تاریخی در شرایط اضطراری سرعت پیدا می‌کند، هنگامی که شرایط اضطراری ایجاد می‌شود، بسیاری از پروتکل‌هایی را که در وضعیت غیراضطراری به راحتی نمی‌پذیریم، در وضعیت اضطراری می‌پذیریم.

 

دلهره‌های عالم قدیم با عالم مدرن هم تا اندازه‏ای متفاوت هستند. دلهره‌های عالم قدیم پیری، بیماری و مرگ هستند؛ اما دلهره‌های عالم مدرن اسارت نامرئی {که فوکو به زیبایی آن را تحلیل کرده است}، پوچی {که نیچه آن را به خوبی تحلیل کرده است} و تنهایی است.

در مقیاس اجتماعی نیز این قضیه حکم‏فرما است؛ به‌گونه‌ای که ما در این چند ماه پروتکل‌های ناپخته و بلکه خطرناک را پذیرفتیم. ایشان در ادامه به این نکته اشاره کردند که احتمال دارد هنگامی که کرونا برطرف شود، سیستم‌هایی که اجازه دادیم در وضعیت کرونا سیطره پیدا کنند، به بهانه‌هایی از جنس احتمال موج دوم کرونا و امثال آن، دوست داشته باشند که این سیستم‌ها بعد از کرونا نیز سیطره خود را ادامه دهند و این یک امری خطرناک است. به همین علت است که با یک الگوی نظارت اجتماعی متفاوت روبه‏رو می‌شویم. تکنولوژی‌های نظارتی، به طرز وحشتناکی این نظارت اجتماعی را تشدید می‌کنند تا جایی که آینده دور را چیزی خطرناک‌تر از آنچه جرج اورول در سال ۱۹۸۴ ترسیم کرده، تصویر کنیم. در آن زمان آقای جرج اورول جهان مدرنیته را خیلی خشن تصور کرده بود. امروزه تکنولوژی‌های نظارتی به بهانه کنترل کرونا به اندازه‌ای پیش آمده‌اند که از منظر نظارت، این دوره را نقطه عطفی در تاریخ نظارت انسانی یاد می‌کنیم، به‌گونه‌ای که دولت‌ها از نظارت روپوستی قدیم به نظارت زیرپوستی که دارای دو ویژگی پنهان و فراگیر هستند، حرکت می‌کنند؛ به‌عنوان مثال در سایر کشورها تکنولوژی‌های نظارتی که مخصوص ردیابی تروریست‌ها شکل گرفته بود، اکنون به بهانه کرونا برای عموم مردم استفاده می‌شود.

دکتر رهدار درباره الگوی رفتاری در تشخیص کرونا در مقیاس داخلی دو الگو فرض کرده‌اند؛ الگوی نخست این است ‏که دولت، مردم را مجبور به آزمایش‌هایی کند و اگرآنان تخطی کنند، دولت با آن‌ها مواجهه قانونی و بلکه برخورد خشن داشته باشد. الگوی دوم این‏ است که مردم، با اختیار خودشان برای کنترل کرونا وارد صحنه شوند؛ در این‏جا دولت، شهروندان را نسبت به حقیقت این بیماری و پیامدهای خطرناکی که می‌تواند در آینده برای زندگی فردی و اجتماعی آنان داشته باشد، آگاه کند؛ به‏عنوان مثال از شهروندان بخواهد که یک گزارش‏دهی صادقانه و آزادانه داشته باشند؛ چنانکه این کار را هم‌اکنون انجام داده است. گزارش صادقانه نیز به اعتماد مردم به رسانه‏ها و دولت نیاز دارد. این اعتماد در بسیاری از کشورها در مرتبه نازل وجود دارد؛ اما در این وضعیت به سرعت پیش‏روی کرده است. به‏عنوان مثال، اعتماد مردم نسبت به اخبار صداوسیما در زمان کرونا خیلی بالا رفته است و این ویژگی دوران بحران است.

رئیس مؤسسه فتوح اندیشه در ادامه به این موضوع اشاره کردند که ما در سطح بین‌الملل با یک دوگانه روبه‏رو هستیم؛ نخست یکپارچه‌سازی کشورها است، این‏که کشورها به سوی همکاری حداکثری گرایش پیدا کنند و دوم این‏که به انزوای ملی پیش برویم؛ یعنی کشوری که توانمندی نسبی دارد، خود را ایزوله کند و توجهی به کشورهای پایین نداشته باشد و واردات و صادرات را به حداقل برساند؛ به‌گونه‌ای که جهان را به حال خود رها کند و بگوید که سلامت مردم خود را تضمین می‌کند. در حال حاضر به نظر می‌رسد که قرائن برای حمایت از یکپارچه بودن معقول‌تر به نظر می‌رسد و این یکپارچگی الزاماتی دارد. از جمله این الزامات یکپارچه جهانی وجود رهبری مقبول جهانی است، همچنین کشورها بپذیرند که اطلاعات مربوط به کرونا را به اشتراک بگذارند.

بخش سوم، تبدیل ارتباطات فیزیکی گسترده به ارتباطات دیجیتالی است. کرونا باعث شده است که جمع‌های دوستانه روزبه‌روز کوچک‌تر شود و حضور فیزیکی جای خود را به تصاویر دیجیتالی بدهد. در واقع، در بسیاری از جایگاه‌ها و دانشگاه‌ها و حتی ادارات میزها و صندلی‌ها خالی می‌شوند و این امر باعث می‏شود تا سبک جدیدی از تعاملات اجتماعی به‌وجود آید.

جناب رهدار در پایان این بخش به این نکته اشاره کردند که ما ناچاریم که به سمت کشف الگوهای مثبت بهره‏بری از فضای مجازی حرکت کنیم. چنان‌که بارزترین شکل استفاده آن، نظام آموزشی در این دو ماه اخیر ایجاد شد؛ بسیاری از مباحث تخصصی بیش از این به صورت سمینار برگزار می‌شد، ولی اکنون به صورت مجازی برگزار می‌گردد.

 

محور دوم: تحلیل کرونا از منظر مطالعات معنویت

این استاد حوزه و دانشگاه، در این محور سه مسأله را مورد تحلیل قرار دادند:

مسأله اول: کرونا از منظر رنج اجتماعی؛ ایشان معتقد هستند ما گرفتار رنج اجتماعی شده‌ایم، کرونا فضایی را ایجاد کرده که زمینه‌های وفاق اجتماعی به لحاظ جامعه‏ شناسی برای ما حداکثری شده است؛ مثلاً مردم بیش‏تر به فکر هم‏نوع خود باشند و بیش‏تر احتیاط کنند که دیگری را مبتلا نکنند.

فراگیری خطر تا حدی امدادگری گسترده مردم را کند کرده است. اکنون بسیاری از ما می‌خواهیم در بیرون از منزل و در بیمارستان‏ها کمک کنیم؛ اما خطر فراگیری، این امدادگری را کند کرده است و هنوز الگوهای اطمینان‏بخشی که باعث شوند تا دوباره به منظور خدمات‏رسانی به بیماران دور هم‏دیگر جمع شویم، پیدا نکرده‏ایم.

ایشان در ادامه افزودند در حوزه‌های علمیه به یک بازنگری درباره الهیات شفا رسیده‌ایم؛ این بازنگری به معنای غلط‌بودن گزاره‌های پیشین ما نیست؛ بلکه شاید به معنای ناقص بودن آن گزاره‌هاست. به این نتیجه رسیده‌ایم که باید الهیات شفا را توسعه و گسترش دهیم و ادبیات آن را تکامل بخشیم و حتی به این دلیل که این یک اپیدمی جهانی است، به این نتیجه رسیده‌ایم که یک رویکرد تطبیقی به الهیات شفا در ادیان توحیدی داشته باشیم.

ایشان در بخش دیگر سخنان خود به این نکته اشاره کردند که کرونا از منظر ترس اجتماعی و مسأله دلهره اجتماعی قابل مطالعه است و در نهایت ما را به سمت یک ضرورت مطالعات معنویت کشانیده است. البته میان ترس و دلهره رابطه‏ای وجود دارد. ترس چیزی است که همانند کرونا به صورت بالفعل وجود دارد اما دلهره به طور معمول ناشی از چیزی است که بالفعل وجود ندارد اما در آینده اتفاق می‌افتد.

آقای رهدار معتقدند؛ دلهره‌های عالم قدیم با عالم مدرن هم تا اندازه‏ای متفاوت هستند. دلهره‌های عالم قدیم پیری، بیماری و مرگ هستند؛ اما دلهره‌های عالم مدرن اسارت نامرئی {که فوکو به زیبایی آن را تحلیل کرده است}، پوچی {که نیچه آن را به خوبی تحلیل کرده است} و تنهایی است.

دلهره پوچی باعث نسبی‌شدن ارزش‌ها خواهد شد. زمانی که انسان اعتماد و ایمان خود را به باورها و ارزش‌ها از دست بدهد، به پوچی می‌رسد. در غیر این صورت کسی که به خدا و امداد الهی و معاد باور دارد، هیچ‏گاه به پوچی نمی‌رسد. کرونا با تعطیل کردن مناسک دینی تقریباً به نسبی‌شدن ارزش‌ها دامن زده است.

دلهره تنهایی باعث شده است که در مواجهه با آشنایان، با آن‌ها ناآشنا شویم! کرونا باعث شده است که همه آشنایان را غریبه در نظر بگیریم و از دعوت کردن آن‏ها به منزل خود به خاطر کرونا دوری کنیم و یا خودمان نیز به منزل آن‏ها نرویم. مسأله تنهایی در دنیای غرب سیری داشته است که در چند گام خلاصه می‌شود:

گام اول؛ با اتمیزه کردن دنیا که آن را اومانیسم انجام داده، دنیا را از خدا مستقل کرده است و این یک نوع تنهایی است. چرا که ما را از عالم غیب و ارتباط با خدا جدا کرده است.

گام دوم؛ اتمیزه کردن تمدن که محور آن اروپا است؛ یعنی تبعیض نژادی غرب باعث شد که تمدن غرب به عنوان یک تمدن الهی و منحصربه‌فرد معرفی شود. در این روش معتقد هستند که ما نباید اجازه دهیم که دنیای غیرغرب از مواهب دنیای غرب بهره ببرند و به همین دلیل نیز بسیاری از راه‏ها را مسدود کردند و تکنولوژی‌های خود را به دنیای غیرغرب ندادند و با این کار غرب را تنها گذاشتند.

گام سوم؛ اتمیزه شدن جهانی بود که ملی‌گرایان این عمل را انجام دادند. شعارهایی همانند «جانم فدای ایران» بیانگر همین مطلب هستند که ما به کشورهای دیگر کاری نداریم.

گام چهارم؛ اتمیزه کردن خانواده بود. تبدیل خانواده‌های گسترده به خانواده‏های هسته‌ای در این گام صورت گرفت. در گذشته در یک خانه به سبک پدرسالاری همه در کنار هم زندگی می‌کردند؛ اما اکنون خانواده هسته‌ای تشکیل شده است. این روش در نهایت به اتمیزه کردن افراد می‏انجامد. لیبرالیسم باعث رسیدن انسان به این نقطه گردیده است.

استاد رهدار در پایان سخنان خود به این نکته اشاره کردند که کرونا باعث شد که تنهایی افراد تشدید گردد. اکنون تنها راه رهایی از این تنهایی بازخوانی الگوی ارتباط با خدا است که مرهمی بر درد تنهایی بشر است. در این حیطه مطالعات معنویت بسیار مفید خواهد بود. اکنون دیگر عرفان سنتی و مطالعات معنویت نوظهور نمی‏توانند به این دلهره‌های مردم پاسخ‌گو باشند؛ بلکه ما باید از منظر مطالعات قوی معنویت جدیدی را رونمایی کنیم که تنها مختص به شیعه نباشد و گستره آن فراتر از شیعه باشد.

نظر کاربران