نشست علمی گروه فقه تربیتی و معاونت خواهران با حجت‌الاسلام و المسلمین مجتبی صانعی کرمانی به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسه فتوح اندیشه در ادامه سلسله جلسات تخصصی، به همت معاونت پژوهش، معاونت خواهران و گروه فقه تربیتی؛ نشست علمی «آثار بیان داستان‌ دینی در شکل گیری تربیتی دوره‌های مختلف سنی و چگونگی ارائه آن» با حضور حجت الاسلام و المسلمین صانعی کرمانی، استاد سطح عالی حوزه قم در بیست و هفتم خردادماه برگزار شد.

در ابتدا حجت‌الاسلام الیاس عارفی دبیر علمی گروه فقه تربیتی مؤسسه فتوح اندیشه، با تبیین ایجاد تنوع در امور تربیتی همچون داستان، انیمیشن و دیگر امور ارتباطی، مقدمه ارائه استاد معظم را فراهم نمودند.

سپس حجت الاسلام مجتبی صانعی کرمانی با بیان این­که دین دو نحو از ربوبیّت را تبیین می‌کند: ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی بیان کردند: «داستان‌های دینی داستان راستان و احسن القصص محسوب می‌شوند چون یا یک واقعیت تکوینی را بیان کرده و کشف از ربوبیت تکوینی می‌کنند و گاهی بیان یک سیره است که کشف از حکم الهی و ربوبیت تشریعی می‌کند. داستان‌های دینی زیاد است؛ زیرا گستره حجج فراوان است. از آن‌جا که داستان‌های دینی واقعی هستند، در تربیت صحیح آثار فراوانی دارند. از آثاری که می‌تواند بر آن مترتب باشد آن است که با تکرار آن در تربیت نسل‌ها، محتوا و عبرت‌های این داستانها در نسل جدید، شکل می گیرد. گاهی داستان‌های خیالی که در گذشته بیان می‌شده سبب اختراعات و اکتشافاتی در آینده شده است، حال در این‌صورت پردازش داستان‌های واقعی اولویت قطعی پیدا نمی‌کند؟ مثلاً داستان‌های جنگ اگر چه برخی فکر می‌کنند خیالی است ولی تک تک فرازهای آن داستان واقع نماست.»

در ادامه به پردازش و تحلیل داستان های دروغین پرداختند و فرمودند: «در بیان نکته‌ای فقهی باید این سؤال را مطرح کنیم که آیا از نظر فقهی می‌توانیم به داعی هدایت داستان‌های دروغین بسازیم؟ برای پاسخ به آن باید ابتدا بدانیم دروغ چیست؟ امام خامنه‌ای در بحث‌های مکاسب محرمه خود به بحث دروغ رسید و این نکته را فرمود که: دروغ امروزه شغل شده است و برخی پول می‌گیرند که دروغ بسازند و پخش کنند. در ماهیت دروغ مراد متکلم هم مهم است که اگر با واقع مطابق نبود، خیر کذب است. مثلا توریه در ظاهر مخالف با واقع است ولی مراد متکلم چیز دیگری است. تعبیرات مبالغه‌آمیز آیا دروغ است، مثلاً فرد بگوید؛ من هزار بار تذکر دادم. قصد متکلم از هزار بار، دفعات زیاد است، نه اینکه واقعا هزار را اراده کند. مبالغه صنعتی ادبی است که در عرف به کار می‌رود. بنابراین مبالغه و کنایه دروغ نیست، یا بسیاری از چیزهایی که به هدف هزل و شوخی بیان می‌شود و قرائن موجود است،‌ دروغ نیست. به‌طور کلی در مواردی که قرینه صارفه ندارد که آن را مجاز در برابر حقیقت قرار دهد، یا کنایه نباشد، سر از دورغ در می‌آورد و موارد مشتبه هم باید احتیاط شود.

ایشان با بیان اینکه داستان‌ها به وسعت گستره حجج منشأ تأثیر قرار می‌گیرد، بر این نکته تأکید نمودند که داستان‌های دینی تاثیر فراوان و شگرفی در تربیت کودک در دوره های مختلف دارد. این نحوه ارائه از نوزادی با لالایی آغاز می‌شود و در کودکی و نوجوانی داستان‌هایی که بیان می‌شود بخش‌هایی را مهم می‌کنند و مثلاً می‌گویند: یکی بود، یکی نبود. در واقع داستان توحید می‌دهند، یعنی یک موجود بود، که آن موجود واحد عددی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود. از همان ابتدا او را با این جمله و نحوه داستان، گره برای کودک ایجاد می‌کند که در بزرگی دنبال حل آن گره می‌روند. سپس در دوران جوانی داستان‌های دیگری تنظیم می‌شود. شهید هاشمی نژاد کتابی دارد به نام دکتر و پیر. آن‌دو در قطاری با هم مواجه شدند و شروع به بحث پیرامون دین کردند. خیلی از جوانان در قالب این رمان می‌توانند حقایق دین را کشف کنند. یا رمان‌ها و داستان‌های سرداران شهید، مانند شهید هادی، بسیار اثر گذار است. در میان‌سالی داستان‌های راستان و خاطرات بزرگان. در دوران میان‌سالی و پس از آن که کمال عقل مثلا معجزات انبیاء و ائمه فوق العاده مؤثر است. در دوران کمال عرفان (بالاتر از عقل) هم داستان نقش دارد و در کتاب فصوص الحکم که بالاترین کتاب در تحصیل عرفان است قصصی از زندگی انبیاء مطرح می‌کند. فصوص الحکم در واقع مشاهدات عرفانی و وحیانی را رصد می‌کند.

در ادامه نشست، حاضران در جلسه و وبینار به ارائه سؤالات، ابهامات و شبهات پرداختند که خلاصه سؤالات و پاسخ ها در زیر بیان گردیده است.

سؤال: فرمودید از نظر فقهی مراد متکلم مهم است. مخاطب چه می‌شود. مثلا در توجیه پیام‌های بازرگانی می‌گویند، مخاطب می‌داند که دروغ است. نقش فهم مخاطب چیست؟

پاسخ: تفاهم واحد بین جامعه را بر حسب مبنای فقه الاخلاق می‌توان به آن پرداخت، اما مبنای فقه الشریعه را حضرت آقا می‌فرمایند: متکلم اراده انداختن مخاطب را خلاف واقع نداند.

 

سؤال: داستان‌ها چه اثری روی جامعه اسلامی دارد؟

پاسخ: ما می‌بینیم جامعه اسلامی ایران شبهه زده می‌شود و در فضای مجازی سم‌پاشی‌های فراوانی می‌شود. ناگهان سردار سلیمانی با عناصر فیلم پایتخت صحبت می‌کند و به آن‌ها می‌گوید حقیقت حضور ایران در سوریه و عراق را بیان کند. با یک فیلم و داستان آن یک شبهه که عمومی شده و در همه‌جا پخش شده، رفع می‌شود. با بودن داستان راستان، نوبت به داستان‌ها دروغین نرسد بهتر است. داستان‌ها بر حسب محتوا تأثیر می‌گذارد. مثلا اگر محتوا در مورد ورزش بود، آن کودک بعد از شنیدن آن سریع می‌رود به باشگاه یا اگر داستان جبهه و جنگ بگوییم، شوق شهادت و نبرد برای او حاصل می‌شود. بر اساس گرایش انسان در هر سن باید داستان‌هایی مطابق با آن گرایش تنظیم شود. مثلا در هفت سال اول فضای لهو است، برای او داستان‌هایی با این محور شکل بگیرد. یا هفت سال دوم دوره تربیت است به همین شکل یا دوران جوانی دوران زینت است و داستان‌ها نیز بر این محور باشد و به همین ترتیب تفاخر و تکاثر در سنین بالاتر. یکی از آسیب‌های اجتماعی امروز آن است که استفاده فراوان بیش از حد از هنرهای نمایش اگر چه آموزش را تسریع می‌کند اما یک آسیب هم دارد و آن  ضعیف‌تر شدن قوه انتزاعی عقل است.

سؤال: در بحث‌های فقهی مانند شوخی کردن این را داریم که وقتی به شوخی دروغی بگوییم و باعث باور طرف مقابل می‌شود، این حرام است. بنابراین ما می‌توانیم ملاک مخاطب را هم در نظر بگیریم.

پاسخ: مخاطب را نمی‌شود رصد کرد، چرا که ممکن است او قرینه را متوجه نشود. بنده نظر حضرت آقا و نظر فقه اخلاق را که مطابق با احتیاط است بیان کردم. به هر تقدیر باید مقداری از نظر فقهی روی آن کار شود. مخاطب پیش ما نیست و به باطن او تصرف نداریم.

سؤال: جایگاه داستان در فقه تربیتی چیست؟

پاسخ: در هفت سال اول زندگی که دوران محبت است، داستان‌هایی باید بگوییم که این عقده محبت برطرف شود. برخی داستان‌ها هستند که ناکامی‌ها و کاستی‌های دوران اول را برطرف می‌کند. در مقطع دوم که مقطع تربیتی است،‌ مثلاً اگر کودک خوشنویس نیست، با داستان او را ترغیب می‌کنیم به خوش‌نویسی و خوش خط بود. پس داستان متناسب با آن مقطع تربیتی باید پیدا شود و آموزش داده شود.

 

سؤال: انتظار داشتم بحث رابه سمت اثرات تربیتی داستان جلو ببرید. از آثار داستانهای دینی آن است که در قالب داستان معارف دین و اخلاق را به او آموزش دهیم. اثر دیگر آن عبرت آموزی است. آیا عبرت آموزی برای کودک هم لازم است یا این آثار برای سنین نوجوانی به بالا است؟

پاسخ: بحث در مورد داستان قرآن نیست فقط، بلکه بحث داستان‌های دینی است که به وسعت گستره حجج است. اگر بخواهیم آثار را بیان کنید به چند صد اثر می‌رسد. مهم‌ترین اثر داستان دینی رهنمون کردن مخاطب است به یک اصل دینی و یا فرع دینی. حداقل پیام یک دینی باید این باشد که یک اصل با فرع دینی را تکمیل کند.

سؤال: نوجوانان یا کودکان در سنین خود احساساتی هستند، این افراد وقتی که در یک زندگی معمولی گذران می‌کنند نیازهای متفاوتی هم دارند. آیا می‌توان برای همه یک نسخه واحد بپیچیم؟ یا این‌که قبل از ارائه نسخه باید یک نیاز سنجی هم بشود و هر خانواده‌ای نیازهای فرزند خود را در نظر بگیرد و بر اساس آن داستان بگوید؟

پاسخ: آن فردی که داستان را می‌گوید باید همه جوانب شخصیتی مخاطب را در نظر بگیرد و بر اساس نیاز او داستان بگوید. لکن یک قانونی داریم به نام قانون ارائه بر حسب غلبه. یعنی مصلحت نوعیه جمع را در نظر می‌گیریم و آن قانون و داستان بر حسب آن مصلحت نوعیه ارائه شود. در موارد بیان داستان برای یک جمع و گروه که در سنین مختلف و با روحیات مختلف هستند، باید مصلحت غالب را در نظر گرفت. مخاطب‌شناسی امری مسلم است، اما شناخت ثابتاتی هم دارد. آن ثابتات باید رعایت شود. اگر بچه‌ای تیزهوش بود و ضریب هوشی بالایی داشت. این اشکالی ندارد که قبل از بلوغ کتاب‌های سیر و سلوکی بخواند. این موارد استثناء و می‌شود بر اساس قالب مخاطب را طبقه‌بندی کرد.

سؤال: این دیدگاه شما که دروغ صغیره است و تابع اراده متکلم که موجب رواج توریه می‌شود، باعث از بین رفتن اعتماد عمومی می‌شود.

پاسخ: نگاه ما هم همین است که توریه جز در موارد ضرورت جایز نیست؛ اما خیلی از علماء قائل‌ به جواز توریه در مواقع غیر ضرورت نیز هستند. آسیبی که دارد آن است که اعتماد عمومی از بین می‌رود. اگر مناط صداقت استمرار اعتماد عمومی باشد ما می توانیم ملاک صدق و کذب را پررنگ کنیم. اگر مناط این باشد، فرمایش شهید مطهری را می‌پذیریم که می‌فرماید توریه حرام است در غیر ضرورت.

سؤال: حکم اخلاقی توریه چیست؟ آیا توریه مانند صدق اقتضای حسن دارد، یا مانند دورغ است و اقتضای قبح دارد؟

حکم اخلاقی توریه دایر مدار اختلال در اعتماد است. اگر توریه رواج پیدا کند، باعث بی‌اعتمادی می‌شود. اگر اختلال و ایذاء شود، قطعا حرام است. توریه اگر مطلقا جریان داشته باشد، مفاسدی پیش می‌آورد از این‌رو شهید مطهری آن را جز در موارد ضرورت جایز نمی‌داند. توریه بر حسب جایگاه و مرتبه، گاهی مقتضای حسن است و گاهی مقتضی قبح. بنابراین به حکم اولی، حسن و قبح بر آن مترتب نمی‌شود.

سؤال: یک بخش مهم در داستان پردازی، نحوه و چگونگی بیان داستان دینی است. در این موضوع بیشتر توضیح بفرمایید.

پاسخ: نحوه ارائه از دل کودکی شروع می‌شود ولی در همه این‌ها باید عنصر دین لحاظ شود. از نظر ساختاری نحوه ارائه داستان باید به نحوی باشد که موجب چند گره برای مخاطب شود. نقاط اوج و فرود داستان را رعایت کند. داستان‌های دینی را که واقعی است، اگر معمولی هم بگوییم، اثر خود را می‌گذارد، هر چند از عنصر خیال و این موارد را اضافه نکرده باشد.

سؤال: وظیفه حکومت، خانواده، مبلغین در قالب احکام وجوبی چگونه است؟ نوعی کارکرد و ارائه بگویید که از واجبات برای خانواده یا حکومت باشد؟

پاسخ: ما در قالب داستان می‌خواهیم یک اصل دینی یا فرع دینی را به مخاطب منتقل کنیم. انتقال این اصل یا فرع واجب است. اگر این اصل یا فرع مستحب و راجح باشد، انتقال آن‌هم راجح است. نمی‌توان قالب داستان را واجب دانست اما آن‌چه می‌توان به‌طور مسلم گفت آن است که در مباحث حکومتی داستان‌های مشتمل بر عدل در نهادهای دولتی و مشتمل بر خدمت به خلق و اکرام ارباب رجوع، اولویت دارد. داستان‌های پیرامون مهرورزی و محبت در خانواده اولویت دارد.

نظر کاربران