نشست علمی مدیریت مخالفان در سیره حکومتی نبوی و علوی به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسه فتوح اندیشه، یازدهمین نشست از سلسله نشست‌های تخصصی گروه فقه بین‌الملل و منطق فقهی ـ حقوقی مواجهه با مخالفان، با موضوع «مدیریت مخالفان در سیره حکومتی نبوی و علوی» با ارائه حجت‌الاسلام ‌والمسلمین دکتر «جواد سلیمانی» و به دبیری حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر «محمد قاسمی» در تاریخ 11 مرداد سال 1399 در قالب «حضوری ـ وبیناری» برگزار گردید.

حجت‌الاسلام قاسمی ضمن تبیین موضوع نشست، محورهای اصلی این نشست را ذیل عناوین «گونه‌شناسی مخالفت در حکومت‌های نبوی و علوی»، «دفع (پیشگیری) و رفع مخالفت در سیره حکومتی نبوی» و «دفع (پیشگیری) و رفع مخالفت در سیره حکومتی علوی» معرفی نمودند.

در ادامه حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر جواد سلیمانی، «استاد دانشگاه، و عضو هیئت‌علمی مؤسسه امام خمینی(ره)»، به دسته‌بندی مخالفان و همچنین تقسیم‌بندی سه‌گانۀ ادوار، به تبیین دشمن‌شناسی در هر دوره و شیوۀ برخورد با آن‌ها پرداختند. ایشان برخورد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با کفار را برخوردی «برائتی» یا «حذفی» و در مقابل، برخورد با منافقان را، برخوردی «کنترلی» می­دانند.

حجت‌الاسلام سلیمانی در بررسی ادوار صدر اسلام و تطبیق آن با زمان حاضر، به سه عصر «عصر کفر عریان و مبارزه با کفار»، «عصر تنزیل: عصر حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در صدر اسلام و حضور امام خمینی(ره) در اوایل انقلاب» و «عصر تأویل: دوره بعد از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و در عصر کنونی، دورۀ بعد از امام خمینی(ره)» اشاره کردند.

در ادامۀ نشست، حجت‌الاسلام دکتر سلیمانی، مخاطبینِ حکومت حضرت امیر (علیه‌السلام) را به هشت دسته، تقسیم‌بندی کرده و آن‌ها را این‌گونه تبیین نمودند:

  • جریان معارضان اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، اولین دستۀ کلّی در این تقسیم‌بندی می‌باشند که خودِ این مورد، به چهار دسته، قابل‌تقسیم می‌باشد:
  • اولین دسته از معارضان، «زرسالاران» هستند که در تبیین این‌ها می‌توان چنین گفت:
  • «خطرناک‌ترین دشمنان حکومت می‌باشند»؛
  • «در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به دنبال براندازی بوده و بعد از آن‌زمان، به دنبال نفوذ و استحاله از درون بودند»؛
  • «کفرِ این جریان، تا فتح مکه آشکار بود»؛
  • «گروهی از اصحاب در تقابل با این جریان، قائل به تقابل بودند»؛
  • «گروهی از اصحاب، قائل به تعامل بودند»؛
  • «سایر اصحاب معتقد بودند که هزینۀ چالش، بیش‌تر از سازش است»؛
  • «اهل‌بیت (علیهم‌السلام) معتقد بودند هزینۀ سازش، بیشتر از چالش است».
  • صدارت‌طلبانِ فتنه­گر و بیعت‌شکن:
  • با توجه به گذشتۀ خود، از حکومت، سهم­خواهی می­کنند؛ مانند طلحه و زبیر، که در جنگ جمل، در رأس بودند، ولی در پشت‌صحنه، جزء جریان زرسالار می‌باشند.
  • خواص تجدیدنظرطلب:
  • نسخۀ امروزیِ آن، کسانی هستند که قائل به تجدیدنظرطلبی در برخی از آموزه­ها و مؤلفه‌های انقلاب هستند؛ مثلاً در مسئلۀ تغییر نظام ولایت‌فقیه به نظام ریاستی؛
  • این گروه، بیش‌ترین ضربه را در بُعد باورها زده است؛ بدین‌صورت که باورهای غلط را ترویج می‌کنند و قداست ولایت را می‌شکنند و حتی تمایزی بین خلیفۀ اول و حضرت علی (علیه‌السلام) قائل نمی‌باشند و هردو را از اصحاب پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند تا اینکه حضرت امیر (علیه‌السلام) را با معاویه برابر کردند؛
  • ویژگی‌های این گروه: «زبانی چرب و نرم دارند»، «قداست‌زدایی از ولایت می­کنند» و «اهل مصلحت‌اندیشی هستند و به هرآن‌چه خودشان مصلحت بدانند عمل می‌کنند».
  • متحجّرِ آشوب‌طلب:
  • این گروه درواقع، انقلابی‌نما هستند؛ که آرمان­های پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را درست نمی‌شناختند و برنامه­ای برای رسیدن به آن نداشتند. تا زمانی‌که این افراد در نزاع گفتمانی بودند، حضرت (علیه‌السلام) با آن‌ها گفت‌وگو می­کردند ولی وقتی شمشیر کشیدند، با آن‌ها مقابله‌به‌مثل شد؛
  • ویژگی بارزِ این گروه این بود که جلوتر از «ولی» حرکت می­کردند و شاید بتوان بعضی از جریان­های عدالت‌خواهیِ عصر کنونی را نیز مشابه آن‌ها دانست؛ زیرا ولایت را مانع تحقّق عدالت می­دانند.
  • جریان پیروان اهل‌بیت (علیه‌السلام) به‌عنوان دومین دستۀ کلّی در این تقسیم‌بندی، شامل کسانی می‌شود که امامت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را قبول داشتند ولی آن‌ها به دو دستۀ «بی‌بصیرت» و «با بصیرت» تقسیم می­شوند؛
  • جریان اعتزال نیز به دو دستۀ «قدرت‌طلب» و «عافیت‌طلب» تقسیم می­شود و ویژگی مشترک هر دو گروه «عافیت‌طلبی» و «توصیه به کناره­گیری» می‌باشد و در واقع، قائل به این هستند که نباید با فتنه‌گران برخوردی صورت بگیرد.

در بخش پایانی نشست، حجت‌الاسلام سلیمانی، به این نکته توجه دادند که قائلینِ به هزینه‌دار بودنِ برخورد با زرسالارانِ قدرت‌طلب، در جریانِ سقیفه، چند امتیاز به این‌ها دادند که ازجملۀ آن‌ها:

  • امتیازِ اقتصادی؛ مانند «مالیات­هایی که ابوسفیان جمع‌آوری کرده بود، به خودش بخشیدند»؛
  • امتیاز سیاسی؛ مانند این‌که «تعداد زیادی از این افراد را به‌عنوان استاندار و کارگزار به‌کار گرفتند و در زمان عثمان، تمام استانداری­ها به این جریان واگذار شد».

اما زمانی‌که حضرت امیر (علیه‌السلام) به حکومت رسیدند، این امتیازات را از زرسالارانِ قدرت‌طلب پس‌گرفته و تمام استاندارانِ بنی‌امیه را عزل کردند؛ و این به‌معنای حذف این جریان از قدرت بود؛ و در گام بعدی، تمام آن‌چه به‌ناحق از بیت‌المال گرفته بودند را از آن‌ها پس‌گرفته و در این راه کوتاه نیامدند.

در انتهای جلسه، سؤالاتی توسط اساتید و پژوهشگران حاضر در نشست مطرح گردید که به برخی از پرسش‌ها توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر جواد سلیمانی، پاسخ مقتضی داده شد.

نظر کاربران