کرسی علمی-ترویجی با موضوع «نقش ساختار خانواده در تقویت سرمایۀ اجتماعی ایران، با تأکید بر مشارکت مدنی»

به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسه فتوح اندیشه: کرسی علمی-ترویجی با موضوع «نقش ساختار خانواده در تقویت سرمایه اجتماعی ایران با تأکید بر مشارکت مدنی» با ارائه خانم گرمابدشتی و به همّت معاونت خواهران شعبه قم مؤسسه تحقیقاتی فتوح اندیشه، در تاریخ ۹۹/۰۶/۱۵ برگزار گردید.

 

در ابتدا خانم گرمابدشتی گزارش مختصری از مقاله ارائه دادند:

  • در این مقاله رابطه ساختار خانواده (دموکراتیک یا اقتدارگرا) و مشارکت مدنی افراد در بزرگ‌سالی و نقش آن در تقویت سرمایه اجتماعی ایران، بر اساس روش توصیفی- تحلیلی، موردبررسی قرار گرفته است. شناخت از وضعیت مشارکت مدنی می‌تواند راه گشای بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی باشد. این شناخت تا حدود زیادی بستگی به ساختار خانواده دارد. بررسی رابطه و نوع ساختار خانواده (دموکراتیک یا اقتدارگرا) بر میزان مشارکت مدنی، به‌عنوان یکی از شاخص‌های میزان سرمایه اجتماعی در ایران، ضروری به نظر می‌رسد. در نوشته حاضر با تمرکز بر بعد ساختاری سرمایه اجتماعی، از سازمان‌ها و انجمن‌های داوطلبانه به‌عنوان کانونی برای رشد و تقویت سرمایه اجتماعی و جامعه مدنی یاد شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که خانواده نقش مهمی در ایجاد روحیه مشارکت‌جویی افراد دارد. هر اندازه ساختار قدرت در خانواده مبتنی بر تصمیم‌گیری‌های مشارکتی باشد، فرزندان در بزرگ‌سالی، سمت مشارکت و عضویت در تشکل‌ها، سازمان‌های خیریه و انجمن‌های داوطلبانه می‌شوند. بنابراین، به جهت اهمیت جایگاه خانواده در ایران، ایجاد زمینه‌های رشد و تقویت خانواده دموکراتیک برای ایجاد شهروندانی مشارکت‌جو بسیار ضروری و حائز اهمیت است.

 

  • نقدهای خانم عطارد:
  • نقد ساختاری: اصول چکیده‌نویسی رعایت نشده است. اصول مقدمه‌نویسی رعایت نشده است. اصول نتیجه‌‌نویسی رعایت نشده است. تقسیم‌بندی مباحث و محورها ایراد دارد… .
  • نقد محتوایی: انحراف از موضوع اصلی، ضعف در نوآوری و تحلیل، فقدان روح اسلامیت، فقدان روح خانواده، سلطه ایده غربی بر مقاله، … .
  • نقد ادبی: ضعف ویراستاری، نقد املائی،‌نقد انشائی، ضعف در سندیت و استناد مطالب، آشفتگی قلم… .

 

  • نقدهای خانم صادقی:
  • مقاله به‌رغم انسجام علمی و برخورداری از مؤلفه‌های فرمی مقاله‌نویسی به دلیل دریافت داده‌ها و غفلت از تفاوت‌های بومی و فرهنگی در خوانش از سرمایه اجتماعی خصوصاً در موردپژوهی ایران بعضاً دچار تناقض می‌شود.
  • در بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران نیز با غیبت نگاه نویسنده به مشارکت اشتدادی مردم در ساختارهای ستنی مانند هیئات یا تشییع شهدا یا کمک‌ به هم‌وطنان خویش مواجهیم.
  • برای بررسی از شاغول‌ها و مؤلفه‌های بومی بهره برده و تفاوت‌های فرهنگی را در تعریف ساختارهایی مانند نهادهای مدنی لحاظ فرمایند.

 

پایان

نظر کاربران