برگزاری نشست علمی، با موضوع: «تمایزات دانش روابط بین‌الملل و فقه روابط بین‌الملل»

به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسه فتوح اندیشه، ششمین نشست از سلسله نشست‌­های تخصصی گروه فقه بین‌الملل؛ با موضوع «تمایزات دانش روابط بین‌الملل و فقه روابط بین‌الملل» با ارائه حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عبدخدایی، و به دبیری حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمد قاسمی در تاریخ ۳ شهریور سال ۱۳۹۹ در قالب «حضوری ـ وبیناری» برگزار شد.

محورهای اصلی نشست

این نشست با خوشامدگویی به شرکت‌کنندگان «حضوری ـ وبیناری» و معرفی مختصر گروه فقه بین‌الملل فتوح اندیشه قم توسط دبیر نشست و با حضور اساتید و پژوهشگران در سالن جلسات امام خمینی «ره» مرکز فقهی ائمه اطهار آغاز گردید. حجت‌الاسلام قاسمی ضمن تبیین موضوع نشست، محورهای اصلی این نشست را ذیل عناوین «تمایزات موضوعی دانش روابط بین‌الملل موجود و فقه روابط بین‌الملل»، «تمایزات غایتی دانش روابط بین‌الملل موجود و فقه روابط بین‌الملل» و «تمایزات روشی دانش روابط بین‌الملل موجود و فقه روابط بین‌الملل» معرفی نمودند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عبدخدایی «مدیر گروه فقه سیاسی مرکز فقهی ائمه اطهار (ع)، عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی تهران» با بیان اینکه بررسی «مناسبات دانش روابط بین‌الملل با فقه روابط بین‌الملل» عنوان مناسب‌تری برای بحث است، مباحث خود را حول سه محور بیان نمود. نخست قلمرو مسائل دانش روابط بین‌الملل، دوم قلمرو فقه روابط بین‌الملل و سوم مناسبات و نیازهای این دو قلمرو به یکدیگر.

تبیین قلمرو روابط بین‌الملل در پرتو سطح تحلیل خرد و کلان

ایشان ابتدا به زمینه‌های شکل‌گیری روابط بین‌الملل به‌صورت دانش علمی پرداختند و دو نوع هدف تبیینی و تجویزی را در پیدایش این دانش سهیم دانستند. سپس در بیان قلمرو مسائل و حوزه‌های مطالعاتی رشته روابط بین‌الملل بیان نمودند قلمرو این علم بر اساس سطح تحلیل شکل‌گرفته است و این بدین معناست که گاهی ما علل پدیده­های بین‌المللی را رفتار واحدهای کنشگر و بازیگران عرصه بین‌الملل می­دانیم و این خود سطح تحلیل خُرد است و گاهی علل را در رفتار واحد­ها جستجو نمی­کنیم بلکه در نظام بین‌الملل جستجو می­کنیم که در واقع در این تحلیل کلان، تأثیر ساختار و فرایند نظام بین‌الملل را موردبررسی قرار می­دهیم. ایشان در ادامه افزودند که متناسب با دو سطح تحلیل بیان‌شده، دو قلمرو مطالعاتی خرد برای «بررسی وقایع و عملکرد واحدها» و کلان برای «بررسی ساختار و عملکرد نظام بین‌الملل» شکل می­گیرد. بر این اساس سیاست خارجی به مباحث خرد و سیاست بین‌الملل به مباحث کلان می‌پردازد. علاوه بر آن بررسی علل منازعه و جنگ از مباحث اصلی و اولیه شکل‌گیری حوزه روابط بین‌الملل بوده است ازاین‌رو مباحث امنیت بین‌الملل جزو مباحث بنیادین این حوزه است. ایشان با ذکر اهمیت اقتصاد و ثروت در مباحث قدرت بین‌المللی، حوزه اقتصاد سیاسی بین‌الملل را از قلمروهای دیگر موردمطالعه این حوزه دانستند. همچنین با بیان اینکه در چهار دهه گذشته با انقلاب اسلامی مباحث دین، هویت و فرهنگ از مباحث تأثیرگذار و مهم این عرصه شده است سکولاریسم را امری منسوخ در حوزه مطالعات روابط بین‌الملل برشمردند و بیان داشتند موضوعات دیگری از قبیل محیط زیست، جنسیت، فقر و بی‌عدالتی، استعمار و سلطه از دیگر مباحث این حوزه مطالعاتی است.

وجه اشتراک نظریههای روابط بین‌الملل

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه نظریه‌پردازی در حوزه روابط بین‌الملل بسیار گسترده شده است و این نظریات در اکثر موارد باهم تعارض دارند، تأکید کردند با وجود عدم وحدت نظریات روابط بین‌الملل در موضوع، روش و غایات‌شان، وجه اشتراک نظریه‌ها و عاملی که باعث شده است نظریات مختلف را نظریه علمی بدانیم این است که اولاً تمامی نظریه‌ها بر این امر متفق‌اند که وقایع عرصۀ بین‌الملل را باید از منظر نظریه­ها مشاهده کرد؛ واقعیات صرفاً از منظر نظریه­ها معنا می­یابند. دیگر آ‌ن‌که تمام این نظریات به دنبال پاسخگویی به سؤالات واحدی بوده­اند. این سؤالات عبارت­اند از هست­ها و پدیده‌های عرصه بین‌الملل چیستند؟ روابط و مناسبات میان این هست­ها چگونه است و قوانین حاکم بر آن چیست؟ علل جنگ و منازعه میان واحدهای عرصه بین‌الملل چیست؟ الگوهای اتحاد و ائتلاف و دوستی و دشمنی در این عرصه بر چه اساسی است؟ قوانین حاکم بر رقابت در محیطی که حکومت مرکزی وجود ندارد چیست؟ سیاست در عرصه غیاب اقتدار مرکزی از چه فرمول‌هایی و قوانینی تبعیت می‌کند؟

دکتر عبدخدایی با بیان اینکه هرکدام از چارچوب‌های نظری در پاسخ به سؤالات فوق ایده‌ای را مطرح کرده‌اند و در توضیح آن سؤالات دیگری را درون پارادایم فکری خود طرح نمودند. خاطرنشان ساخت که نظریه اسلامی روابط بین‌الملل نیز در پاسخ به سؤالات فوق و بر مبنای ایده‌های کانونی که برمی‌گزیند سؤالات متعددی را مطرح ساخته و پاسخ می‌دهد و درصدد فهم قواعد سیاست در عرصه آنارشیک بین‌الملل است.

ایشان همچنین با بیان اینکه دانش روابط بین‌الملل دارای دو قلمرو نظری و عملی است، خاطرنشان ساختند قلمرو نظری به دنبال فرمول‌های کلی است و قلمرو عملی مرتبط با سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و اقدامات در موارد مشخص است. سپس به اهمیت ارتباط حوزه نظری و عملی در علم پرداختند و بیان داشتند تمام نظریات دارای مناسباتی با حوزه عمل می‌باشند. همچنآ‌ن‌که هیچ سیاست‌گذاری و اقدامی نیز خالی از چارچوب نظری نیست. حال این چارچوب نظری یا به‌صورت علمی و با دقت انتخاب شده و یا به‌صورت تجربه ناقص فردی دریافت شده است. بر این اساس همان‌طور که صنعت ممکن است از مراکز علمی فاصله گیرد، سیاست‌گذاری هم امکان دارد غیرعلمی رخ دهد.

نقش فقه روابط بین‌الملل در میانه «نظام ارزشی» و «منطق محاسبه»

حجت‌الاسلام عبدخدایی در ادامه به این سؤال که «چه برداشتی از فقه روابط بین‌الملل و دانش فقه هست و این دانش چه نقشی در حوزه روابط بین‌الملل دارد؟» پرداختند و در جواب بیان داشتند که فقه روابط بین‌الملل باید وضعیت وظیفه شرعی مکلف را نسبت به وقایع و رفتارها همچنین وضعیت‌ها، ساختارها و فرایندها و قواعد و رویه‌هایی که در فضای بین‌المللی رخ می­دهد، مشخص کند. بنابراین فقه روابط بین‌الملل بخشی از فقه است که به دنبال علم به احکام شرعی از ادله تفصیلی در حوزه پدیده‌های بین‌الملل است. ایشان تأکید کرد با توجه به حوزه‌های مختلف دانش روابط بین‌الملل، فقه روابط بین‌الملل نیز در حوزه سیاست خارجی، حوزه سیاست بین‌الملل، امنیت بین‌الملل، اقتصاد سیاسی بین‌الملل، مطالعات منطقه‌ای، حوزه مباحث فرهنگ، هویت و قومیت لازم به شکل‌گیری است.

او در ادامه با بیان اینکه هر اقدام و عملی دارای دو بنیان تدبیری و ارزشی است، دانش را متصدی بنیان تدبیری اقدام دانسته و فقه را مسئول تعیین تکلیف بنیان ارزشی اقدام دانستند. ایشان با تأکید بر اینکه هیچ اقدامی خالی از بنیان ارزشی نیست اهمیت نقش فقه به‌عنوان مسئول تعیین تکلیف این بنیان را خاطرنشان ساختند و بیان داشتند که بنابراین فقه از هیچ عرصه‌ای از حوزه اقدام و عمل نمی‌تواند غائب باشد. عرصه اقدام و عمل هم شامل تمامی مراحل سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و اجراست. فقه می‌بایست چارچوب‌ها و ضوابط ارزشی تمامی این مراحل را تعیین تکلیف کند. ایشان تأکید کردند که اگر دائره مسئولیت فقه را از این منظر ببینیم طرح مباحثی که با عنوان نگاه حداکثری و حداقلی به فقه مطرح است یا بحث انتظار بشر از دین از اساس بی‌معنا می‌گردد.

مناسبات دانش و فقه روابط بین‌الملل

حجت‌الاسلام عبدخدایی در پاسخ به این سؤال که «مناسبات حوزه دانش روابط بین‌الملل و فقه چگونه است؟»، این مناسبات را در دو قلمرو کمک‌های دانش به فقه و کمک‌های فقه به دانش تقسیم نمود. سپس موارد نیازمندی فقه به دانش را در پنج مقوله بیان نمودند:

  1. مقوله موضوع‌شناسی: موضوعات در قلمرو روابط بین‌الملل مانند بسیاری از موضوعات در حوزه مسائل اجتماعی، اموری پیچیده‌اند­ و نیاز به بررسی و فهم تخصصی دارند و صرفاً با اقتباس یک تعریف از دائره‌المعارف یا لغت‌نامه نمی‌توان در شناخت موضوعات بسنده کرد و حکم شرعی بر آن مترتب ساخت. امروزه حتی عینی‌ترین موضوعات مانند سلاح هسته­ای یا سازمان‌های و پیمان‌های بین‌المللی و مانند آن نیازمند فهم عمیق و منطقی است که پشت سر این امور نهفته است. مثلاً بدون فهم منطق بازدارندگی نمی‌توان شناخت درستی از سلاح هسته‌ای داشت. ازاین‌رو کارکرد این سلاح بیشتر به سربازان دیپلماسی بستگی دارد تا سربازان نظامی. همین‌طور فهم سازمان‌های بین‌المللی خودش مقوله­ی پیچیده‌ای است و نمی‌توان کارکرد آن را مانند عقود ساده دانست و با اوفوا بالعقود حکم آن را صادر کرد. اساساً فهم این مقولات بنابر دیدگاه‌ها و چارچوب‌های نظری متفاوت است. فقیه باید درزمینۀ موضوعات پیچیده خودش مجتهد و صاحب مبنا باشد و نمی­تواند با این بیان که به گفته کارشناسان مراجعه می‌کنیم از بار مسئولیت موضوع‌شناسی شانه خالی کند. زیرا اولاً برخی از کسانی‌که در مصدر کارشناسی نشسته‌اند معلوم نیست واقعاً برخوردار از چارچوب تحلیلی علمی‌باشند و ثانیاً هر کارشناسی با توجه به عقبه­ی فکری خود اظهارنظر می­کند و تا زمانی که چارچوب‌های نظری و فکری شخص مشخص نباشد قابل‌نقد نیست و ممکن است فرد کارشناس برمبنای نظریه‌ای اظهارنظر کند که نظریه‌ای منسوخ و غیرمعتبر است و یا با مبانی فکری مجتهد کاملاً ناسازگار است.
  2. مسئله‌شناسی: فقه در حوزه مسئله‌شناسی نیازمند دانش است. دانش در قلمروهای مختلف سیاست بین‌الملل، سیاست خارجی، اقتصاد سیاسی بین‌الملل، امنیت و مباحث منطقه‌ای با مسائل آن حوزه درگیر است. هم حوزه نظری دانش و هم حوزه عملی دانش که به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری می‌پردازد مسائل فراوانی را پیش روی فقیه می‌گذارد که شامل هم مسائل کلی است و هم مسائل عینی و جزئی؛ و فقیه لازم است حکم این مسائل و به تعبیری چارچوب‌های ارزشی اقدام بر اساس مبانی شرعی در مواجهه با این مسائل و پدیده‌ها را مشخص سازد.
  • ـ محیط‌شناسی و فضا‌شناسی: فهم فضا و محیط از چند بعد در مباحث فقهی ما اثرگذار است: نخست شناخت شرائط عسر و حرج، ضرورت و اضطرار و عناوین ثانویه‌ای که بر روی نوع حکم تأثیرگذار است در موضوعات پیچیده‌ای مانند کشورداری و مانند آن با نگاه علمی ممکن است. فقیه در فهم این شرایط از دانش کمک می‌گیرد. دوم آ‌ن‌که فهم فضای بین‌المللی بر فهم موضوعات و مسائل و در نتیجه حکم آنان تأثیرگذار است. فضای بین‌المللی آنارشیک و مبتنی بر منطق قدرت است فضایی رقابت‌آمیز که در آن حکومت مرکزی وجود ندارد. این فضا و شرائط منطق رفتاری خاصی را می‌طلبد.
  • قدرت: یکی از شرائط تکلیف قدرت و توان است. اینکه برای تکلیف چه میزانی از قدرت لازم است و اینکه آیا مکلفان حقوقی مانند دولت‌ها در عرصه بین‌الملل دارای توان و قدرت لازم برای عمل به وظیفه‌ای خاص می‌باشند نیازمند سنجش میزان قدرت آنان است. سنجش قدرت ملکفان اجتماعی مانند دولت‌ها، امت‌ها، گروه‌ها و مانند آن نیازمند شاخصه‌ها و ملاک‌های عینی علمی و تخصصی است.
  • پیامدها: عمل هر مکلفی در عرصه بین‌الملل پیامدهایی به دنبال خواهد داشت. اگر بپذیریم که پیامدهای یک اقدام تا حدودی و بر اساس ضوابطی در تعیین وظیفه شرعی و استنباط فقیه تأثیرگذار است در مسائل پیچیده و کلان شناخت این پیامدها را دانش مشخص می­کند.

حجت‌الاسلام عبدخدایی در انتهای این نشست علمی، به مواردی که دانش به فقه نیازمند است پرداختند و فرمودند که در نظریه تبیینی، ما به دنبال فهم وقایع و قوانین حاکم بر مناسبات بودیم و در نظریه هنجاری به دنبال نظام مطلوب و درصدد استخراج آن هستیم و راه رسیدن به آن را هم در نظر داریم. درنتیجه از بایدونبایدهایی که فقه روابط بین‌الملل برای مکلف تعیین می­کند، می­توان نظام ارزشی را استخراج کرد و در ساخت نظریه هنجاری از فقه کمک گرفت.

در پایان جلسه سؤالاتی توسط اساتید و پژوهشگران حاضر در نشست مطرح گردید که به برخی از پرسش‌ها توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عبدخدایی، پاسخ مقتضی داده شد.

.

نظر کاربران