گزارش نشست اقتراحی با موضوع «تقریرهای استراتژیکِ جمهوری اسلامی در قبالِ اهل‌سنّت»

به گزارش معاونت اطلاع‌رسانی مؤسسۀ تحقیقاتی فتوح اندیشه، در ادامۀ سلسله نشست‌های اقتراحیِ این مؤسسه، با حضور رئیس محترم مؤسسه، جمعی از اساتید، پژوهش‌گران و فعّالان اجتماعی، «تقریرهای استراتژیکِ جمهوری اسلامی در قبالِ اهل‌سنّت»، موضوعِ این نشست بود که حاضران، پیرامونِ آن، به بحث و بررسی پرداختند. این جلسه، عصر پنج‌شنبه ۱۳۹۹/۵/۲۳، در ساختمان پردیسِ حکمتِ این مؤسسه، برگزار گردید.

در مقدّمۀ این جلسه، حجت‌الاسلام والمسلمین استاد دکتر احمد رهدار، با توضیحاتی مختصر پیرامون این نشست اقتراحی، اظهار داشتند: برای این موضوع، جلساتی ترتیب داده شده، که هر جلسه به یک نهاد و یا یک صاحب‌نظر اختصاص خواهد یافت تا با هدف هم‌افزایی، تقریر خودشان را، حولِ موضوعِ موردبحث، مطرح سازند.

ارائۀ بحث در این جلسه را، استاد دکتر احمد رهدار به‌عهده گرفتند، و در راستای تقریرِ استراتژیِ بایسته نسبت به اهل‌سنّت، مطالب و نکاتی را مطرح ساختند که گزیده‌هایی از آن در ادامه می‌آید:

برخی از تقریرهای موجود، (که مجموعاً آسیب‌هایی دارند و تلاش می‌شود برطرف شوند) بدین‌قرار است:

  • شفاف‌نبودنِ مبانیِ نظریِ تقریرها؛ (این‌که مبانیِ کلامی، فقهی، سیاسی و… تصریح نمی‌شود و در راهبردها و تطبیق راهبردها، معمولاً فاقد مبانی نظری شفاف هستند و…) عمدتاً در موجب جایگزینی تجربیات شخصی به‌جای نظریه می‌شود.
  • انتزاعی‌بودنِ برخی از آن نظریه‌ها؛ (نه این‌که ضرورتاً لازم است مسبوق به تجربۀ زیستۀ با اهل‌سنّت باشد؛ بلکه باید آکنده به تجربیات زیسته باشد. حتی درخصوص احیاناً نهادهایی که رسالت اوّلی و اصلی‌شان، تعامل با اهل‌سنّت بوده، از طریق سفر به زیست‌گاه‌های اهل‌تسنّن، این صاحب نظریه، نظریه را تحصیل کرده است.
  • عدم گفت‌وگو به‌معنای دقیق کلمه، میان صاحب‌نظران؛ فقدان گفت‌وگوی هم‌دلانۀ تفصیلی؛ ما جایی نداشتیم که صاحبان نظریه‌های مختلف، هرکدام از زاویۀ یک مفهوم (که ضروری و لازم هم بوده) به بحث و گفت‌وگو بنشینند. نوعا ًکسانی‌که در این عرصه (به‌دلایل معرفتی یا غیرمعرفتی) صاحب‌نظر هستند، نخواستند با نهادهای میدانی درگیر، ارتباط بگیرند؛ و کمتر فرصت یک نوع مطالعۀ تطبیقی تفصیلی پیش‌آمده است.

رئیس مؤسسۀ فتوح، بحث پیرامون تقریرهای استراتژیکِ جمهوری اسلامی در قبالِ اهل‌سنّت را حول سه محور توضیح دادند:

  • ملاحظاتی بایسته (اصول قائم به این استراتژی): اهل‌سنّت را نباید به‌صورت پدیدارشناسانه مطالعه کرد؛ بلکه باید بافتاری مطالعه کرد. تاریخ و شبکۀ ارتباطی امروزی‌شان باید دیده شود. این‌که اهل‌سنّت داخل کشور، ارتباط تنگاتنگی با اهل‌سنّت خارج از کشور دارند، باید دیده شود. یکی از دلالت‌های این مسئله این‌است که فکر می‌کنیم ما اکثریت هستیم و آن‌ها اقلّیّت؛ و در دنیا هم، چنین است؛ درحالی‌که برعکس است. ابعاد مسئله را بین‌المللی ببینیم. عدم توجّه به این مسئله، می‌تواند جریان اهل‌سنّت را، تبدیل به اپوزسیون جمهوری اسلامی کند. مسئله اهل‌سنّت، صرفاً یک حیث ندارد؛ بلکه مسأله‌ای چندفاکتوره است و همۀ زوایای آن باید دیده شود.

 

  • اصولی که باید بر استراتژی‌ای که می‌خواهیم تدوین کنیم، حاکم کنیم؛ (مبانی اصول حاکم): در بحث مبانیِ فلسفۀ تاریخی، قائل به صیروریّت حاکمیّت تاریخی تشیّع هستم. عقائد، باورها و اعتقاد به حقّانیّت تشیّع، مستلزم این‌است که نباید استراتژیِ ما به‌گونه‌ای تنظیم شود که جبهۀ تشیّع، در ذیل جبهۀ اهل‌تسنّن قرار بگیرد. درواقع ما مأموریم که زمینه‌های تاریخیِ ظهور حضرت حجّت عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه را محقّق سازیم. سیاستِ تقریب، موجّه و خوب است؛ چون در نهایت، موجب تقویت اسم تشیّع می‌شود. طبق یک نگاه، تقریب، طریقیّت دارد، نه موضوعیّت؛ که دلالتش این‌است که، نباید همواره بار تقریب، روی دوش اهل تشیّع باشد؛ بلکه اهل‌تسنّن هم باید این بار را به دوش بکشند. براساس نگاهی دیگر، تقریب، موضوعیّت دارد و طریقیّت ندارد؛ چون اسم تشیّع، هرچند به محاق برود، لکن رسم تشیّع، تقویت و تبلیغ خواهد شد. مواجهۀ ما با پارادایم‌های مذهبی، نباید نتیجه‌اش به‌گونه‌ای باشد که دارالإسلام، ذیل دارالکفر قرار گیرد. حدود ۸۸درصدِ جهان اسلام در درون دارالإسلام قابل‌دسترس است. نحوۀ تعامل با فرق و جهان اسلام، تفوّق عالم اسلام را نباید به‌هم بزند. مُدرّج‌بودن جامعۀ تسنّن (این‌که ظرفیت‌های تاریخی وصفی و… متفاوتی دارند) موجب می‌شود که ما سناریوهای متعدّد و متناسبی برای هرکدام از جوامع اهل‌تسنّن داشته باشیم. درحال‌حاضر غیریّتِ هویّتِ تاریخیِ ما «غرب» است. ما خودمان در یک صیروریّتِ تاریخی، مسائل را فهم کردیم؛ و این را باید برای فرق هم لحاظ کنیم. اگر جامعۀ تسنّن، مدرّج است -که مدرّج است-، جامعۀ تشیّع هم چنین است؛ و ملاحظاتی دارند. (نکتۀ جامعه‌شناختی): آیا می‌توانیم تأسیس اصل کنیم؛ بدین‌صورت: (اصل بر این‌است که جامعۀ تشیّع و تسنّن، در مدار وحدت باید حرکت کنند)؛ که به‌نظر می‌رسد باید اقتضائی باشد نه به‌صورت اصل. (اصالت خطوط قرمز): الگوی ما نباید به حذف نظام سیاسیِ تشیّع بیانجامد (باید حدّ یقف داشته باشد)

 

  • رویکردهای این استراتژی: یکی «رویکرد هدایت و تکامل»؛ این‌که استراتژی ما در قبالِ اهل‌سنّت باید دغدغۀ هدایت و آگاهی‌دادن دلسوزانه باشد. شیعۀ تاریخی در طول تسنّن تاریخی است. در همین ایران خودمان، همین سنّی‌ها بلوغِ تاریخی پیدا کردند و شیعه شدند. یکی هم «ضرورت منصور بالرّعب بودن»؛ تقریرهای داعش از همین تعبیر؛ رُعبی که حضرت می‌فرماید از جنس کارآمدی است.

نشست اقتراحی

در ادامه مهم‌ترین نکاتی که برخی از فضلای حاضر در جلسه بدان‌ها تفوّه کردند، محور گفتگوها قرار گرفت. دکتر صوفی ضمن اشاره به برخی از پرسش‌ها در خصوص جهات استراتژی در نسبت با اهل‌سنّت و همچنین حقوق شهروندی و جایگاه دموکراسی در این بحث، اظهار داشت: «مبانی در این بحث باید به‌گونه‌ای باشد که ابتدا به یک راهبرد برسیم و سپس در امتداد آن‌ها، یک طرح عملیاتی داشته باشیم و سخن از استراتژی وحدت یا سایر استراتژی‌ها کنیم. لازم است در راهبردهای ما در قبال اهل‌سنّت از قرآن و سیره استخراج و اصول حاکمه باشد». ایشان با اشاره به اخلاق تعایش اظهار داشت؛ «اساساً اخلاق بدون استناد به دین یا مذهب مهم است. در واقع ملاحظات مذهبی و دینی با رعایت اخلاق عرفی و عقلی است که جواب می‌دهد. زیرا به‌عنوان‌مثال؛ فرد اخلاق‌مدار به بزرگی یک نفر احترام می‌کند و وارد بی‌اخلاقی نمی‌شود». ایشان توجه به عقلانیت کارآمدی و برجسته ساختن آن؛ همچنین در کانون توجه قرار دادن وصایت و مهدویت در تکامل شیعه و راهبرد آن را حائز اهمیت دانستند.

حجت‌الاسلام کوثری از حاضرین در جلسه نیز توجه جدی به سیره صادقین (علیهما‌السّلام) را جدی دانستند و استخراج هرگونه استراتژی و تاکتیک را با محوریّت این سیره امکان‌پذیر، ارزیابی نمودند. حجت‌الاسلام پیری نیز با اشاره به سه رویکرد یا استراتژی که از ابتدای انقلاب در قبال اهل‌سنّت وجود داشته، آن‌ها را ناکارآمد ارزیابی نموده و فرضیه چهارمی را موردبحث قرار دادند. حجت‌الاسلام عرب‌زاده با اشاره به بحث ملّت‌سازی تصریح کرد: «ما گاهی در ملّت‌سازی به معنای مهیاساختن هم‌زیستی فرهنگی و سیاسی با اهل‌سنّت ناموفق بودیم. به نظر می‌رسد باید بر اصول همگرایانه مانند؛ عزتمندی شهروندان یا برجسته ساختن نگاه ملّی و اموری از این قبیل در راهبردسازی توجه جدی داشت».

در ادامه جلسه آقای حجت‌الاسلام عبداللّهی در رابطه موضوع بحث گفت: «باید مرز میان تقریر استراتژیک جهان تشیّع با جهان اسلام مهیّا شود؛ اینکه آیا در پی تقریر استراتژیک جهان اسلام هستیم یا در بخشی از آن یعنی اهل‌سنّت از منظر اهل تشیّع؟ ما با یک جامعه بسیط مواجه نیستیم؛ طالبان، داعش، جامعه اخوانی، وهابیّت و غیره را داریم. مواجهه ما با هرکدام از این سطوح ممکن است با یک واکنشی در داخل کشورمان مواجه شویم». حجت‌الاسلام آقای ابوالقاسمی نیز در ادامه نظرات مطرح شده، افزود: «تاکنون سه طرح جامع در خصوص اهل‌سنّت در کشور بیان شده است اما پرسش این است که چرا اجرا نمی‌شود؟ قرآن و سیره باید مبنای اصلی و پایه باشد نه مبنایی در عرض سایر مبانی. باید پرسید آیا دعوت باید علمی باشد یا عملی؟ گاهی در میان اهداف در استراتژی، دچار تعارض می‌شویم در این حالت چه باید کرد و اولویت کدام است؟». ایشان در انتهای صحبت‌های خود به فروض مختلفِ هدایت از نظر ائمه پرداخته و توضیحاتی ارائه کردند. در انتهای این جلسه حجت‌الاسلام امیدی نیز به توضیح اجمالی دو محور مواجهه حکما با اهل سنّت و تجربۀ تاریخی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در مواجهه با اهل سنّت پرداختند و در همین راستا اشکالاتی را به نظرات مطرح شده وارد دانستند.

 

پایان.

نظر کاربران